یعنی چه
آرزو در زبان فارسی به مفهوم اشتیاق، امید و تمنای قلبی انسان برای دستیابی به هدف، مراد یا شیء دوستداشتنی است که در ذهن پرورانده میشود.
مترادف
این واژهها در متون ادبی و عامیانه به عنوان هممعنی آرزو به کار میروند.
متضاد
کلماتی که مفهوم مقابلِ داشتن اشتیاق، امید و میل قلبی را رو شنه میسازند.
هم خانواده
مشتقات و ترکیبهای فعلی و صفتسازی که از ریشه اصلی این واژه منشعب شدهاند.
ریشه
این واژه از فارسی میانه (پهلوی) به صورت ārzōg به جای مانده و در زبان اوستایی نیز به شکل āreza- به معنی میل و خواهش وجود داشته است. این واژه اصیل ایرانی بعدها به زبانهای دیگری چون ترکی، آذری و اردو نیز راه یافته است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای چهارحرفی جدول کلمات متقاطع، خود واژهٔ «آرزو» یا معادلهای آن است.
به انگلیسی
بسته به میزان شدت و کاربرد احساس در متن، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
اگرچه خود واژه آرزو فارسی است، اما در زبان عربی مفاهیم متناظر آن با ریشههای امل و منی بیان میشود که در قرآن نیز به کار رفتهاند.
به ترکی
واژه ارزو (Arzu) به عنوان یک وامواژه عینا از زبان فارسی به ترکی استانبولی وارد شده و کاربرد وسیعی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل آرزو
واژه «آرزو» یکی از زیباترین و اصیلترین واژگان زبان فارسی است که ریشهای کهن در زبانهای اوستایی و پهلوی دارد. این کلمه بیانگر تجسم خواستهها، اشتیاق قلبی و امیدی است که انسان برای رسیدن به اهداف یا مفاهیم دستنیافتنی در ذهن خود میپروراند. در فرهنگ و ادبیات ایرانی، آرزو پیوند عمیقی با مفاهیمی چون عشق، وصال، انتظار و حتی حسرت دارد و معمولا با نمادهایی چون مرغ آمین، قاصدک و ستاره دنبالهدار تصویر میشود.
این واژه از چنان پویایی و غنایی برخوردار است که فراتر از مرزهای زبان فارسی، به زبانهای همسایه از جمله ترکی، آذری و اردو نیز راه یافته است. اگرچه اصطلاح دقیق آرزو در متون قرآنی به دلیل تفاوت زبانی وجود ندارد، اما معادلهای مفهومی برجستهای مانند «أمل» و «أمنیه» جایگزین آن در ترجمهها شدهاند تا بازتابدهنده همان امیدها و پندارهای انسانی باشند.