یعنی چه
«زوان» در شاهنامه واژهای کلاسیک و اصیل است که دقیقاً به معنی عضو زبان، قدرت سخنوری، گویش و بلاغت به کار رفته است. فردوسی این واژه را در ستایش سخنوریِ دقیقی طوسی به کار برده که نشاندهنده توانایی و فصاحت او در شعر است.
تلفظ
این واژه در وزن اشعار شاهنامه به صورت «زَوان» (zavān) با فتح حرف اول تلفظ میشود تا با وزن عروضی شعر همخوانی داشته باشد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عبارت «زوان در شاهنامه» خودِ همین عبارت یعنی «زوان در شاهنامه» با ۱۳ حرف یا معادل آن «زبان» است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه با توجه به کاربرد آن در متن، شامل Tongue برای عضو فیزیکی و Language برای زبان گفتاری و سخن است.
به فارسی
برگردان و معادلهای امروزی و کهن این واژه در زبان فارسی شامل زبان، زفان، لسان، سخن و گفتار است. مترادفهای آن واژههایی چون فصاحت و بلاغت هستند و متضاد آن گنگ، لال و خاموش است. همخانوادههای آن نیز زبان، زفان و زبانه هستند.
نماد چیست
ترکیب «گشادهزوان» در ادبیات شاهنامه نماد فردی است که با فصاحت، بلاغت و شجاعت کامل سخن میگوید و طبعی روان در سرودن یا سخنوری دارد.
جمعبندی و توضیح کامل زوان در شاهنامه
واژه «زوان» در شاهنامه فردوسی نمونهای ارزشمند از حفظ ریشههای کهن زبان فارسی است. این واژه در زبان پهلوی ساسانی به صورت zuwān و در اوستایی به صورت hizvā به کار میرفته که در سیر تحول خود به «زوان»، «زفان» و در نهایت «زبان» امروزی تبدیل شده است. فردوسی در دیباچه شاهنامه هنگامی که از شاعر پیش از خود، دقیقی طوسی، یاد میکند میگوید: «جوانی بیامد گشاده زوان / سخن گفتن خوب و طبعی روان» که در اینجا زوان دقیقاً به معنای فصاحت و گویایی در سخن است.
اگرچه این واژه در متون طب سنتی به معنای دانه تلخ میان گندم (زیوان یا چچم) نیز آمده، اما کاربرد اصلی و قطعی آن در حماسه ملی ایران، همان زبان و گفتار است. ترکیب «گشادهزوان» در این اثر ارزشمند، نمادی از بلاغت، دلیری در بیان و هوشمندی در سخنوری به شمار میرود که اصالت زبان پارسی کهن را به نمایش میگذارد.