یعنی چه
به فرزندی گفته میشود که شایستگی جانشینی پدر و مادر را ندارد، از دستورات آنها سرپیچی میکند، راه صلاح و نیکی را پیش نمیگیرد و با رفتارهای ناپسند خود موجب بدنامی و آزار والدین و خانواده میشود.
تلفظ
عبارت «صفت فرزند غیر صالح» به صورت روان و بر اساس قواعد آواشناسی زبان فارسی با کسره اضافه بین کلمات تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند ناخلف، نااهل و عاق به عنوان پاسخ این راهنما به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به لحن و شدت نافرمانی، از واژههای متفاوتی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در ادبیات عرب واژههای عاق و طالح دقیقترین معادلها برای توصیف این ویژگی هستند.
به فارسی
در زبان فارسی واژه «ناخلف» از ترکیب پیشوند نفی فارسی (نا-) و واژه عربی «خلف» (به معنی جانشین شایسته) ساخته شده و پرکاربردترین صفت برای این مفهوم است.
در قرآن
بارزترین مصداق قرآنی این مفهوم، پسر حضرت نوح (ع) است. در آیه ۴۶ سوره مبارکه هود، خداوند در پاسخ به نوح میفرماید: «قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ»؛ یعنی او از خاندان [مکتبی] تو نیست، چرا که او دارای کرداری ناصالح است.
جمعبندی و توضیح کامل صفت فرزند غیر صالح
عبارت «صفت فرزند غیر صالح» در فرهنگ، ادبیات و متون دینی اشاره به فرزندی دارد که از مسیر صلاح، هدایت و سنن نیکوی خانوادگی خارج شده است. در زبان فارسی اصطلاحاتی چون «ناخلف»، «نااهل» و «عاقِ والدین» برای توصیف چنین فردی به کار میرود که ریشه در ترکیبهای اصیل فارسی و عربی دارند و نماد فرزندی هستند که به جای مایه افتخار بودن، سبب اندوه و سرافکندگی خانواده میشود.
در تاریخ و فرهنگ مذهبی، بهترین و شناختهشدهترین نمونه برای فرزند ناخلف، پسر حضرت نوح (ع) است که در قرآن کریم به صراحت با عبارت «عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ» توصیف شده است. این مفهوم در ادبیات فارسی نیز بازتاب گستردهای داشته و ضربالمثل معروف «پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوتش گم شد» نشاندهنده تأثیر همنشینی بد در شکلگیری این صفت است.
در بازیهای فکری و جدولهای کلمات متقاطع، طراحان معمولاً با آوردن این عبارت طولانی، به دنبال کلمات کوتاهتری مانند ناخلف یا عاق هستند، هرچند که خود این ترکیب نیز به عنوان یک کلید معناییِ دقیق شناخته میشود.