یعنی چه
بیطبقه به جامعه، سیستم یا وضعیتی اطلاق میشود که در آن دستهبندیهای اقتصادی و اجتماعی، قشربندی و ناپایداریهای ناشی از ثروت و قدرت وجود ندارد. در این حالت، تمام افراد جامعه از حقوق، فرصتها و جایگاه اجتماعی برابری برخوردار هستند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [بی طَ بَ قِ] (bi-tabaghe) است که از پیشوند نفی «بی» و واژه «طبقه» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف «بی طبقه» (۶ حرف) یا مترادفهای آن مانند «غیرطبقاتی» یا «مساواتطلبانه» تعیین میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این مفهوم، به ویژه در اصطلاح «جامعه بیطبقه»، از عبارت Classless society استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم بیطبقه از اصطلاحات «لا طبقی» یا «عدیم الطبقات» استفاده میگردد.
در قرآن
ترکیب «بیطبقه» عینا در قرآن کریم نیامده است. البته خود واژه «طبق» و «طبقات» به صورت مفرد و جمع (مانند «طَبَقًا عَن طَبَق» یا «سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا») در آیات به کار رفته است که بیشتر به معنای مراحل، درجات یا لایههای خلقت (مانند آسمانها) است و به مفهوم مدرن طبقات اجتماعی اشاره ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل بی طبقه
واژه «بیطبقه» یک صفت مرکب انشایی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» و واژه عربی «طَبَقَة» ساخته شده است. این واژه در اصطلاحات سیاسی، جامعهشناسی و فلسفی به جامعه یا آرمانشهری اشاره دارد که در آن قشربندیهای اقتصادی و اجتماعی رنگ باخته و جای خود را به برابری کامل میان انسانها دادهاند.
در مکاتب فکری گوناگون، به ویژه در نظریات چپ و مارکسیسم، جامعه بیطبقه به عنوان هدف غایی و نهایی تکامل اجتماعی شناخته میشود؛ جایی که تضادهای طبقاتی و ساختارهای سلطه ناشی از ثروت از بین میروند. اگرچه ریشههای کلمه طبقه در متون کهن و قرآن به چشم میخورد، اما مفهوم مدرن و سیاسی «بیطبقه» یک اصطلاح معاصر برای توصیف برابریخواهی کامل است.