یعنی چه
این عبارت به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد سالمند به جای رنجور بودن، افسردگی یا حسرت خوردن برای ایام جوانی، با خردمندی، رضایت درونی و آرامش خاطر از روزهای پایانی عمر خود لذت میبرد. همچنین این اصطلاح، بخش اول نام کتاب فلسفی مشهوری از سیسرون (عیش پیری و راز دوستی) با ترجمه محمد حجازی است.
تلفظ
واژه «عیش» با فتح عین و سکون یاء (عَیْش) به همراه کسره اضافه به کلمه «پیری» (با یای کشیده در هر دو بخش) متصل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول، خود کلمه «عیش پیری» است که از ۷ حرف تشکیل شده است.
به انگلیسی
در متون عمومی به معنای خوشیهای دوران پیری است و در تاریخ ادبیات و فلسفه، معادل رساله معروف سیسرون درباره سالمندی شناخته میشود.
به فارسی
مترادفهای فارسی این ترکیب شامل عشرتِ کهنسالی، شادکامیِ پیری و حلاوتِ دورانِ کبر (بزرگسالی) است. متضاد آن نیز رنج پیری، محنت کهنسالی و حسرت جوانی معنا میشود. واژه عیش همخانواده عیاش و معیشت، و پیری همخانواده پیر و پیرانه است.
در قرآن
ترکیب وصفی/اضافی «عیش پیری» به همین صورت در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه کلمه «عیش» به صورت مشتقاتی نظیر «عِیشَةٍ رَّاضِیَةٍ» (زندگی پسندیده) و مفهوم کهنسالی با واژگانی همچون «شَیْخاً»، «عَجُوزٌ» و «أَرْذَلِ الْعُمُرِ» در آیات مختلف مطرح شده است.
جمعبندی و توضیح کامل عیش پیری
عبارت «عیش پیری» یک ترکیب زیبا و خوشساخت در ادبیات فارسی است که از دو بخش با ریشههای متفاوت تشکیل شده است؛ «عیش» ریشهای عربی به معنای زندگی و خوشگذرانی دارد و «پیری» واژهای اصیل و فارسی به معنای سالخوردگی است. این اصطلاح در مفهوم عام خود به آرامش، رضایت خاطر و بهرهمندی از لذتهای معنوی و مادی در فصل پایانی زندگی اشاره میکند، جایی که انسان با تکیه بر تجارب خود، به صلح درونی میرسد.
علاوه بر کاربرد عام ادبی، این عبارت در فرهنگ معاصر ایران به عنوان بخشی از نام یک اثر ماندگار فلسفی نیز شناخته میشود. کتاب «عیش پیری و راز دوستی» که ترجمه رساله مشهور سیسرون، خطیب و فیلسوف رومی است، توسط محمد حجازی به فارسی برگردانده شد و به این اصطلاح هویت فرهنگی و فلسفی ویژهای بخشید. این عبارت به خوبی نشان میدهد که سالمندی لزوماً مترادف با رنج و فرسودگی نیست، بلکه میتواند مظهر خردمندی و شادکامی باشد.