یعنی چه
مسمطة (یا همان مسمط) در اصطلاح ادبی، به نوعی قالب شعر سنتی فارسی و عربی گفته میشود که از چند بند (رشته) تشکیل شده است. در هر بند، چند مصراع همقافیه میآیند و مصراع آخر هر بند (که به آن بند یا پایاب میگویند) قافیهای متفاوت دارد اما با مصراعهای آخر سایر بندها همقافیه است. بنیانگذار این قالب در ادبیات فارسی منوچهری دامغانی است.
تلفظ
این واژه از ریشه عربی است و تلفظ آن با ضمه میم اول، فتح سین و فتح و تشدید میم دوم به صورت مُسَمَّط (یا با تاء تانیث: مُسَمَّطَه) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنماهایی همچون «نوعی قالب شعری»، «شعر بندبند» یا «به رشته کشیده شده»، واژه ۵ حرفی «مسمطة» یا واژه ۴ حرفی «مسمط» مد نظر طراحان است.
به انگلیسی
از آنجا که مسمط یک اصطلاح تخصصی در شعر شرقی است، در متون انگلیسی معمولاً عیناً به صورت Mosammat آوانویسی میشود یا از اصطلاحات ساختاری مانند Strophic poem یا Stanzaic poem برای توصیف آن استفاده میگردد.
به فارسی
در برگردان لغوی به زبان فارسی، میتوان برای آن از واژههایی چون «رشتهدار»، «پیوسته»، «نظمیافته» یا «به رشته کشیده شده (مانند مروارید)» استفاده کرد. در حوزه شعر نیز گاه به آن شعر زنجیرهای یا بندبند میگویند.
نماد چیست
این واژه در ادبیات و نقد ادبی، نماد هندسه منظم، انسجام ساختاری و پیوستگی اجزا است. وجه تسمیه آن آویختن مرواریدها به یک رشته است که استعاره از نظم دقیق مصراعها در کنار یکدیگر دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مسمطة
واژه مسمطة (یا مسمط) ریشه در زبان عربی دارد و از فعل «سمط» به معنی به رشته کشیدن دانههای مروارید گرفته شده است. این اصطلاح لغوی به دلیل ساختار بندبند و زنجیرهوار، وارد آرایههای ادبی و قالبهای شعری جهان اسلام شده و به شعری اطلاق میشود که از بخشهای متعدد هموزن با قافیههای هماهنگ تشکیل شده است.
در ادبیات فارسی، مسمط یکی از قالبهای جذاب و آهنگین است که منوچهری دامغانی در دوره غزنوی آن را به اوج رساند. ساختار منظم مسمط باعث شده که در کارهای جدولی و لغوی، این کلمه پنج حرفی همواره به عنوان مظهر انسجام، تقارن و نظم شناخته شود.