یعنی چه
تخرع در لغت به معنی سست شدن، نرم شدن، از هم باز شدن یا شکافته شدن چیزی است. این واژه همچنین برای جابهجا شدن یا در رفتن اعضای بدن (مانند مفاصل) بر اثر ضعف و پیری نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه به صورت تَخَرُّع (ت فتحة، خ فتحة، ر تشدید و ضمه) تلفظ میشود و مصدری از باب تفعّل است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه تخرع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «سستی»، «نرم شدن» یا «شکافته شدن» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه مفاهیمی چون کاهش استحکام، شل شدن و ضعیف شدن ساختار فیزیکی یا انتزاعی را میرسانند.
به عربی
واژه تخرع خود ریشه عربی دارد و در متون لغوی این زبان با مفاهیمی نظیر حالت استرخاء و انشقاق هممعنی است.
به فارسی
نزدیکترین برگردانها و برابرهای فارسی برای این واژه، کلماتی مانند سستی، شل شدن، رخاوت، کمشدن استحکام و از هم باز شدن هستند.
نماد چیست
تخرع صرفاً یک واژه توصیفی و لغوی برای بیان حالات فیزیکی، مادی یا رفتاری (مانند سستی در رأی) است و نماد مذهبی، ملی یا اسطورهای به شمار نمیرود.
جمعبندی و توضیح کامل تخرع
واژه «تخرع» یک مصدر عربی از باب تفعّل است که از ریشه سه حرفی «خ - ر - ع» مشتق شده است. این کلمه در متون کهن لغوی و ادبی برای توصیف حالتهایی به کار میرفته که در آن یک شیء، اندام یا حتی یک تصمیم و رأی، استحکام و استواری خود را از دست میدهد و دچار سستی، رخاوت یا تغییر مکان میشود.
در کاربردهای فیزیکی و کهن، این واژه به ویژه برای توصیف سست شدن مفاصل و اعضای بدن حیوانات یا انسانها بر اثر پیری و ناتوانی استفاده میشده است. این واژه در زبان فارسی به عنوان یک لغت کلاسیک و ادبی شناخته میشود و در حل جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان معادل سستی و رخاوت کاربرد دارد.