یعنی چه
واژه «لَأَمّارَه» از ریشه عربی «امر» و به معنی صیغه مبالغهای است که با لام تأکید همراه شده است. این ترکیب به معنای کسی یا چیزی است که با اصرار و شدت زیاد، دستور یا فرمان میدهد و در فرهنگ اسلامی معمولاً به نیروی درونیِ مشوق انسان به گناه و زشتی (نفس اماره) اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه با فتح لام ابتدایی، فتح همزه، تشدید و فتح میم تلفظ میشود: لَأَمَّارَة.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «بسیار فرماینده»، «فرماندهنده به بدی» یا «نفس سرکش» استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون الهیاتی و فلسفی انگلیسی، برای رساندن مفهوم این واژه و اصطلاح نفس اماره، از عبارتهایی که به جنبه طغیانگری یا بعد مادی و شهوانی انسان اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
ریشه این کلمه کاملاً عربی است و با ساختار مبالغه همراه با لام تأکید شناخته میشود که مستقیماً در قرآن کریم نیز به کار رفته است.
به فارسی
معادلهای روان فارسی این واژه شامل عباراتی چون «بسیار فرماینده»، «خودکامه» و «وسوسهگر» است که در ادبیات و عرفان فارسی در قالب ترکیب «نفس سرکش» یا «دشمن خانگی» بازتاب یافته است.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات عرفانی و فرهنگ اسلامی، نماد بارز «نفس اماره» است؛ یعنی آن بعد از وجود انسان که در برابر عقل و روح الهی طغیان میکند و فرد را به سمت شهوات و زشتیها سوق میدهد. در اشعار صوفیانه گاهی این مفهوم را به «سگ» یا «دشمن خانگی» تشبیه کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل لاماره
واژه «لاماره» (لَأَمّارَه) ریشهای اصیل در زبان عربی دارد و از ریشه «امر» ساخته شده است. وجود حرف «لـ» در ابتدای آن نقش لام تأکید را ایفا میکند تا معنای «قطعاً بسیار فرماندهنده» را با شدتی بیشتر منتقل کند. این واژه به طور ویژه در آیه ۵۳ سوره یوسف در قرآن کریم آمده و اشاره به ماهیت نفسی دارد که انسان را به بدیها میخواند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این واژه همواره در قالب اصطلاح «نفس اماره» مورد بحث قرار گرفته و به عنوان نمادی از تمایلات مادی، شهوانی و طغیانگر وجود انسان در نظر گرفته میشود که در تقابل دائمی با وجدان (نفس لوامه) و آرامش درونی (نفس مطمئنه) قرار دارد. شاعران و عارفان همواره انسان را به مراقبت در برابر این نیروی درونی دعوت کردهاند.
این کلمه در ساختار ۶ حرفی خود در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد و در زبانهای دیگر مانند انگلیسی و ترکی نیز بیشتر در قالب مفاهیم الهیاتی و اخلاقی مربوط به بعد حیوانی و وسوسهگر انسان ترجمه و تبیین میشود.