یعنی چه
این واژه در لغت به معنی فراهم آمدن و یکجا کردن قوا یا داراییهاست. در اصطلاح روانشناسی، به معنای حواسجمعی و کانونگرایی ذهنی روی امری مشخص است و در مباحث اداری و علمی، به انباشت یا تجمع ساختارها در یک نقطه مرکزی اشاره دارد.
مترادف
واژههای فوق بسته به بافت متن (روانشناسی، شیمی یا علوم اداری) میتوانند به عنوان هممعنی تمرکز استفاده شوند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند تمرکز، تجمع و توجه از پاسخهای رایج این مفهوم هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به موقعیت علمی، ذهنی یا ساختاری از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
خود واژه تمرکز یک مصدر برساخته و جعلی در عربی معاصر از ریشه (ر ک ز) است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای ابعاد ذهنی و فیزیکی تمرکز از این کلمات استفاده میشود.
به فارسی
برابرنهادهای فارسی این واژه بر جمع شدن توان و حواس در یک کانون یا نقطه دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل تمرکز
واژه تمرکز اگرچه از نظر ساختاری یک مصدر جعلی و برساخته از ریشه عربی «مرکز» در دوران معاصر است، اما امروزه نقشی کلیدی و بنیادین در ادبیات روانشناسی، علمی و اداری زبان فارسی ایفا میکند. این کلمه در بعد ذهنی به معنای حواسجمعی و توانایی معطوف ساختن تمام قوای فکری بر یک موضوع واحد بدون پذیرش حواسپرتی است که نقطه مقابل آن تشتت و پراکندگی افکار قرار دارد.
در ابعاد دیگر، تمرکز در علوم تجربی مانند شیمی به معنای غلظت و میزان تراکم ماده در یک محیط مشخص به کار میرود و در علوم سیاسی و اداری، نشاندهنده انباشت قدرت، تصمیمگیریها و امکانات در یک نقطه مرکزی (در برابر تمرکززدایی) است. اگرچه این لفظ عیناً در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم ارزشی همراستا با آن مانند تدبر، تفکر و خشوع به کرات مورد تاکید قرار گرفتهاند.