یعنی چه
این عبارت یک ترکیب فعلی کهن به معنای «میتواند حساب کند» یا «قادر به شمارش است» میباشد. در متون کلاسیک، به ویژه در شعر مشهور سعدی، این اصطلاح در قالب استفهام انکاری به کار رفته است؛ یعنی در ظاهر پرسشی است اما معنای منفی دارد و اشاره میکند که هیچکس توانایی و قدرت شمارش آن را ندارد.
تلفظ
این عبارت از سه واژه تشکیل شده است: «تواند» با فتح تاء و واو و نون، «شمار» با ضَم یا کسر شین، و «کرد» با فتح کاف و سکون راء و دال.
در جدول
در مسابقات شرح جدول و حل معما، پاسخ دقیق برای این عبارت ۱۲ حرفی خودِ «تواند شمار کرد» است. کلیدهای مرتبط دیگر مانند «احصاء» یا «شمارش» نیز ممکن است به عنوان کلمات هممعنی استفاده شوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از ترکیبات فعلی نشاندهنده توانایی در شمارش و ارزیابی عددی استفاده میشود.
به عربی
این مفهوم در زبان عربی ریشه در تعابیر قرآنی دارد و از واژگانی چون احصاء و حسب برای بیان توانایی بر شمارش استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی امروزی و روان، معادلهای این عبارتِ کهن شامل تعابیری چون «توانایی حساب کردن دارد»، «میشمارد» و «برمیشمارد» است. این ترکیب کاملاً پارسی بوده و از ریشههای پهلوی tuwān و ōšmār گرفته شده است.
جمعبندی و توضیح کامل تواند شمار کرد
عبارت «تواند شمار کرد» یک ترکیب فعلی کهن و اصیل در زبان فارسی است که از دو بخش «توانستن» و «شمار کردن» ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات کلاسیک ایران، به ویژه در دیباچه گلستان سعدی («فضل خدای را که تواند شمار کرد») جایگاه ویژهای دارد و معمولاً برای بیان عظمت، فراوانی و بیکران بودن نعمات الهی به کار میرود که انسان از احاطه عددی بر آنها عاجز است.
از نظر ریشهشناسی، هر دو جزء این عبارت ریشه در زبان پهلوی دارند و ساختار دستوری آن نشاندهنده وجه وجهی یا مضارع در زبان فارسی قدیم است. این عبارت پیوند معنایی عمیقی با مفاهیم قرآنی نظیر آیه «وإن تعدوا نعمت الله لا تحصوها» دارد و تبلور ادبی این مفهوم در زبان پارسی به شمار میرود.