یعنی چه
واژهٔ «بدانستی» یک مدخل یا اسم مستقل نیست، بلکه یک شکل تصریفی از فعل در زبان فارسی قدیم است. این کلمه در واقع فعل ماضی استمراری یا ماضی شرطی و تمنایی از مصدر «دانستن» است که با حرف زینت «بـ» در ابتدا و «ی» استمراری/شرطی در انتها ساختار یافته است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه کهن به صورت [بِ د ا نَ س ت ی] (bedānastī) است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع برای راهنمای «میدانست در فارسی کهن»، پاسخ دقیق «بدانستی» با ۷ حرف است.
به انگلیسی
با توجه به کارکرد دوگانه این فعل در متنهای کهن، در حالت استمراری معادل گذشته استمراری و در حالت شرطی معادل ساختارهای شرطی گذشته در انگلیسی است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم استمرار در گذشته از ترکیب «کان یعلم» و برای مفهوم شرطی از «لو علم» استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و امروزی این واژه شامل عباراتی چون میدانست، آگاه بود، بلد بود، واقف بود و شناخت داشت، میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بدانستی
واژهٔ «بدانستی» نمونهای زیبا از ساختار افعال در زبان پارسی سره و کهن است. این کلمه در ادبیات کلاسیک ایران، به ویژه در آثار بزرگی چون گلستان سعدی و دیوان منوچهری دامغانی، در دو کارکرد متمایز به کار رفته است؛ نخست به عنوان ماضی استمراری به معنای «مداوم میدانست یا بلد بود» و دوم به عنوان ماضی شرطی به معنای «اگر میدانست».
از نظر ساختاری، این فعل از مصدر «دانستن» ریشه میگیرد که خود ریشه در زبانهای باستانی هندواروپایی و اوستایی دارد. افزودن پیشوند پیشین «بـ» برای تاکید یا زینت و پسوند «ی» در انتهای آن، از ویژگیهای بارز دستور زبان فارسی در سدههای گذشته است که امروزه در زبان معیارهای روزمره کمتر دیده میشود اما ارزش ادبی و تاریخی بالایی دارد.