یعنی چه
ترکیبی کنایی در ادبیات کلاسیک که به ابزار کار جلاد اشاره دارد. «نطع» سفره یا فرش چرمی بود که پیش از گردن زدن زیر پای محکوم پهن میکردند تا خون او زمین را آلوده نکند، و «خنجر» ابزار بریدن و اجرای حکم بود.
تلفظ
این ترکیب به صورت «نَطْع وَ خَنْجَر» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ متداول برای طراحان جدول در مسابقات، عباراتی چون «بساط جلاد» یا «تیغ و نطع» است.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی به مفاهیمی چون ابزار یا بساط چرمی جلاد اشاره میشود.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل و معادلهای مرسوم، این واژه با تعابیری مثل «بساط جلاد»، «دستگاه سیاست» (سیاست به معنی تنبیه و مجازات) و «قتلگاه» شناخته میشود.
در قرآن
عبارت «نطع و خنجر» در قرآن کریم به کار نرفته است. تنها فعل همآوا اما کاملاً بیارتباط «نُطْعِمُ» (از ریشه طعم به معنی غذا دادن) در آیه ۹ سوره انسان وجود دارد و واژه خنجر نیز در متن قرآن نیست.
نماد چیست
این ترکیب در ادبیات کلاسیک نماد سلب امان، مجازات حتمی و قساوت است. همچنین در ادبیات مذهبی و عاشورایی، به عنوان نمادی برای نشان دادن مظلومیت مقتول و بیرحمی قاتل به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل نطع و خنجر
عبارت «نطع و خنجر» یکی از ترکیبات کنایی و نمادین در ادبیات کلاسیک فارسی است که ریشه در سنتهای قضایی و جزایی گذشته دارد. در زمانهای قدیم، جلادان پیش از اجرای حکم اعدام و بریدن سر محکوم، سفرهای پهن و چرمی به نام «نطع» بر زمین میگستراندند و گاه زیر آن ریگ میریختند تا خون مقتول به اطراف نپاشد و زمین را آلوده نکند. خنجر نیز ابزار تیز و برندهای بود که برای اجرای این حکم به کار میرفت.
هر دو واژه تشکیلدهنده این ترکیب ریشه عربی دارند اما امتزاج آنها در شعر و نثر فارسی، معنایی استعاری پدید آورده است. این واژه در متون کهن به عنوان مظهر مجازاتهای سخت شاهان، سلب امان از متهم و بیپناهی مطلق محکوم در برابر قدرت حاکم شناخته میشود و شاعرانی چون خاقانی در اشعار خود به این آیین و ابزارها اشاره داشتهاند.
امروزه این اصطلاح کاربرد فعلی در زبان روزمره ندارد و بیشتر در بررسی متون ادبی، اشعار حماسی و مراثی مذهبی (به ویژه در توصیف وقایع عاشورا و مظلومیت شهدای کربلا) به منظور بازنمایی اوج قساوت مهاجمان و بیدفاع بودن مقتولان مورد استفاده قرار میگیرد.