یعنی چه
عبارت «بس و کافی» یک ترکیب عطفی تأکیدی در زبان فارسی است که برای تأکید شدید بر اندازهبودن، کفایت کردن یا پایان دادن به یک موضوع یا جریان به کار میرود؛ به طوری که انسان را از بیش از آن بینیاز کند.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه تشکیل شده است: «بَس» با فتح باء و سکون سین، و «کافی» با کسر فاء و سکون یاء مادی.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بهاندازه یا کفایتکننده»، عبارت ۷ حرفی «بس و کافی» یا واژههای هممعنی آن مد نظر قرار میگیرند.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی دقیقاً مفهوم کفایت، تکافو و برآورده شدن نیاز در حد مطلوب را میرسانند.
به عربی
در زبان عربی واژه «کافٍ» (اسم فاعل از کفی) و واژه «حسب» برای بیان مفهوم بسندگی و کفایت استفاده میشوند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این عبارت در زبان فارسی شامل بسنده، وافی، بهاندازه، مقنع و مکفی است. متضادهای آن نیز کلماتی مانند کم، اندک، ناقص، ناچیز و قلیل هستند.
در قرآن
خود این ترکیب عطفی فارسی در قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم آن با ریشه عربی «کفی» بارها ذکر شده؛ از جمله در آیه ۳۶ سوره زمر که میفرماید: «أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ» (آیا خدا برای بندهاش کافی نیست؟) و همچنین واژه «حَسْبُنا» به معنی ما را بس است.
جمعبندی و توضیح کامل بس و کافی
عبارت «بس و کافی» یک ترکیب تأکیدی بسیار رایج در زبان و ادبیات فارسی است. این اصطلاح از دوجزء متمایز ساخته شده است؛ «بس» که واژهای اصیل با ریشه پهلوی (vas) است و «کافی» که از ریشه عربی «کفی» به زبان فارسی وارد شده است. همنشینی این دو واژه با یکدیگر، برای ابراز نهایتِ بسندگی و بینیازی از تکرار یا افزونخواهی به کار میرود.
در کاربردهای روزمره و ادبی، زمانی از این اصطلاح استفاده میشود که گوینده بخواهد حد مشخصی از اقناع، اتمام حجت یا به اندازه بودن چیزی را با قاطعیت اعلام کند. این مفهوم انتزاعی گرچه نماد مادی خاصی ندارد، اما در فرهنگ دینی و قرآنی نیز به صورت معادلهای عربی خود (مانند کفایت الهی) جایگاه برجستهای دارد و نشاندهنده آرامش ناشی از بینیازی است.