یعنی چه
این واژه یک ترکیب عامیانه، قدیمی و نایاب در ادبیات فارسی است که برای توصیف اعضا یا چشمهایی که از حالت طبیعی خود متورمتر شده و به سمت بیرون متمایل شدهاند استفاده میشود. معروفترین کاربرد آن در ترجمه میرزا حبیب اصفهانی از کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحة بر روی واو و سکون روی ر (وَر)، ضمه روی باء و واو کشیده (بُلو) و در نهایت قاف مکسور و دال متبوع به های غیرملفوظ (قیده) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این عبارت ۹ حرفی خودِ «ور بلوقیده» است. با این حال به دلیل نایاب بودن، ممکن است طراحان جدول از واژههای مشابهتری مثل ورقلمبیده یا ورغلمبیده نیز استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این حالت فیزیکی از صفاتی استفاده میشود که برآمدگی غیرعادی اندامها یا چشم را نشان میدهند.
به فارسی
معادلهای اصیل و متداولتر این واژه در زبان فارسی امروزی شامل واژگانی نظیر ورقلمبیده، بیرونزده، برجسته، بادکرده و ورمکرده است.
نماد چیست
این کلمه فاقد هرگونه بار نمادین اسطورهای، فرهنگی یا مذهبی است. در ادبیات عامیانه و طنز دوره قاجار، صرفاً به عنوان یک صفت ظاهری برای ترسیم کاریکاتورگونه تعجب شدید یا صورتهای پفکرده به کار میرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ور بلوقیده
عبارت «ور بلوقیده» یک ترکیب عامیانه، قدیمی و بسیار نایاب در ادبیات فارسی است که ریشه در زبان گفتاری دوره قاجار دارد. این واژه بیش از هر چیز در ترجمه شاهکار میرزا حبیب اصفهانی از کتاب «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» ثبت شده و به معنی بیرونزده، برجسته شده، پفکرده و جلوآمده است؛ بهویژه زمانی که درباره چشم یا عضوی از بدن به کار رود که از جای خود بیرون جسته باشد.
از نظر ساختار زبانی، جزء اول آن پیشوند «وَر» (برگرفته از «بَر» فارسی به معنی رویِ/به سمت بیرون) و جزء دوم آن احتمالا از ریشههای محلی یا جعلهای زبانی مترجمان آن دوره برای رساندن مفهوم قلمبیدگی ساخته شده است. امروزه در منابع لغوی رسمی این واژه کمتر دیده میشود و شکل رایج و استاندارد آن در زبان فارسی «ورقلمبیده» یا «ورغلمبیده» است.