معنی
«هست» در زبان فارسی هم به عنوان فعل مضارع (سوم شخص مفرد از مصدر بودن/هستن) به معنی «وجود دارد» یا «است» به کار میرود و هم در نقش اسم مصدر، به مفهوم حقیقتِ وجود، زندگی و کل جهان هستی اشاره دارد.
یعنی چه
در اصطلاح عامه و ادبی، وقتی میگوییم چیزی «هست»، یعنی آن چیز از مرتبه نیستی خارج شده، واقعیت دارد، عیان است و برقرار میباشد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه ریشهای کهن در زبانهای ایرانی باستان دارد. در پارسی میانه بهصورت «ast» و در سانسکریت بهصورت «asti» و «asmi» به معنی بودن و وجود داشتن وجود داشته است.
جمله سازی
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
جمعبندی و توضیح کامل هست
واژه «هست» یکی از بنیادینترین کلمات در زبان، فلسفه و ادبیات فارسی است. این کلمه در وهله اول نقش یک فعل اسنادی یا وجودی را ایفا میکند که برای اثبات وجود یک شیء، حالت یا مفهوم به کار میرود و دقیقاً در نقطه مقابل کلمه «نیست» قرار میگیرد. در ساختار جدول و معماها نیز این واژه با ۳ حرف، یکی از سادهترین و در عین حال پرکاربردترین پاسخهاست.
علاوه بر کاربرد دستور زبانی، «هست» در ادبیات عرفانی و فلسفه ایرانی نمادی از ذات باریتعالی، حقیقت مطلق و آگاهی است. شاعران بزرگی همچون خیام و حافظ بارها از این واژه و مشتقات آن مانند «هست و نیست» برای تبیین گذرا بودن دنیا و ارزش حقیقتِ وجود استفاده کردهاند.