یعنی چه
واژه اشاره به معنی نشان دادن کسی یا چیزی با حرکت اندامهایی مثل دست، چشم یا ابرو است. همچنین در کلام و ادبیات به معنی بیان غیرمستقیم، کنایه، سخن مختصر، ذکر گذرا و گریز زدن به یک موضوع به کار میرود. در دستور زبان نیز به کلماتی مثل این و آن که برای نشان دادن چیزی به کار میروند، اسم اشاره میگویند.
مترادف
واژههایی چون ایما، کنایه و تلویح دقیقترین مترادفها برای بعد کلامی و غیرمستقیم این واژه هستند، در حالی که علامت و نشانه به بعد فیزیکی و حسی آن اشاره دارند.
هم خانواده
این واژهها همگی در زبان عربی از ریشه سه حرفی (ش و ر) مشتق شدهاند و روابط معنایی نزدیکی با یکدیگر دارند.
ریشه
این کلمه عربی و مصدر باب افعال (أشار / یشیر / اشاره) است. ریشه اصلی آن «ش و ر» (شور) است؛ در اصلِ لغت عرب، یکی از معانی اولیه این ریشه، جدا کردن و چیدن عسل از کندو یا آراستن و نمایان کردن اسب بوده که بعدها به معنی نمایان کردن و نشان دادن یک مطلب تغییر یافته است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «اشاره» به عنوان یک پاسخ پنج حرفی برای راهنماهایی با مفهوم کنایه، ایما یا نشان دادن با دست و چشم کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل انگلیسی این واژه تغییر میکند؛ برای حرکات فیزیکی دست و بدن از Gesture، برای نشانههای عمومی از Sign و برای اشارات متنی و ادبی از Allusion یا Reference استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اشاره
واژه «اشاره» یکی از کلیدیترین کلمات در زبان فارسی است که دایره معنایی گستردهای از حرکات فیزیکی بدن تا ظرافتهای کلامی و ادبی را شامل میشود. این واژه در اصل ریشه در مفهوم نمایان کردن و آشکار ساختن دارد و به خوبی نشان میدهد که چگونه یک حرکت کوچک دست یا چشم، یا یک کلام موجز و کنایهآمیز میتواند باری از معنا را به مخاطب منتقل کند بدون اینکه نیاز به تصریح و بازگویی مفصل باشد.
در بستر فرهنگی و دینی نیز این واژه جایگاه ویژهای دارد؛ چنانچه در قرآن کریم در توصیف موقعیتهای حساس فیزیکی (مانند آیه ۲۹ سوره مریم و اشاره ایشان به حضرت عیسی در گهواره) به کار رفته است. در فرهنگ عامه نیز نمادهایی چون انگشت اشاره (سبابه) معنای هدایت، تمرکز و توحید را با خود به همراه دارند. این کلمه در ساختارهای دستوری نیز به عنوان اسم اشاره نقشی بنیادین در ارجاع به مفاهیم و اشیاء ایفا میکند.