یعنی چه
واژه مقارن در زبان فارسی به معنای همزمان بودن دو رویداد، نزدیک بودن دو چیز به یکدیگر، یا همراه و همدم بودن با کسی به کار میرود. این کلمه نشاندهنده پیوند، اتصال و رخ دادن دو امر در یک دوره زمانی مشترک است.
تلفظ
این واژه به صورت مُقارِن (moghāren) تلفظ میشود؛ صامت اول دارای پیشواکه (ضمه) و صامت پیش از آخر دارای زیرواکه (کسره) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «همزمان»، «نزدیک»، «همدوره» یا «همراه»، واژه ۵ حرفی «مقارن» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مقارن در زبان انگلیسی، بسته به سیاق متن از واژگانی چون Simultaneous برای همزمانی مطلق و Concurrent برای امور همراستا استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه است، برای بیان مفاهیم مشابه از متزامن (همزمان) یا معاصر (همدوره) استفاده میکنند.
به فارسی
برابرهای اصیل و روان فارسی برای این کلمه شامل همزمان، همدوره، نزدیک، پیوسته، جفت و همراه هستند که در جملات مختلف جایگزین آن میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل مقارن
واژه مقارن از ریشه عربی «قرن» و باب مفاعله گرفته شده است که در اصل به مفاهیمی همچون نزدیکی، اتصال، همزمانی و همراهی اشاره دارد. این کلمه کاربرد گستردهای در ادبیات رسمی، تاریخی و حتی علمی دارد؛ برای نمونه در نجوم، پدیده «مقارنه» به معنای همراستایی و تلاقی دو جرم آسمانی از دید ناظر زمینی است.
در زبان فارسی، وقتی میگوییم حادثهای مقارن با رویداد دیگر رخ داد، منظورمان این است که آن دو جریان در یک بازه زمانی مشترک و به صورت همزمان به وقوع پیوستهاند. از نظر ساختاری، کلماتی مانند قرین، قرینه و مقارنه با آن همخانواده هستند و همگی مفهوم پیوند و تناسب را تقویت میکنند.