یعنی چه
این اصطلاح در دو مفهوم به کار میرود؛ در معنای لغوی به سنگ الماس طبیعی و خامی اشاره دارد که هنوز برش و صیقل نخورده است. در مفهوم کنایهای و استعاری، به فردی اشاره میکند که ذات، هوش یا استعداد فوقالعادهای دارد، اما به دلیل عدم آموزش، تجربه یا تربیت کافی، این تواناییها هنوز شکوفا و نمایان نشدهاند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «الماسِ نَتَراشیده» است. الماس (almas) واژهای معرب با ریشه یونانی و نتراشیده (natarāšide) صفت مفعولی منفی از مصدر تراشیدن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، پاسخ برای راهنمای «گوهر خام»، «سنگ قیمتی صیقلنشده» یا کنایه از «استعداد شکوفانشده» میتواند عبارت ۱۳ حرفی «الماس نتراشیده» باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاح Rough diamond یا دقیقتر Diamond in the rough برای توصیف دقیق همین مفهوم مادی و استعاری استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و ترکیبات جایگزین برای این اصطلاح شامل واژگانی چون گوهر خام، سنگ صیقلنیافته، استعداد بالقوه و قابلیت ذاتی شکوفانشده است.
نماد چیست
این عبارت نماد اصالت ذات، زیباییِ پنهان در پسِ ظاهری زمخت و ناهموار، و پتانسیل بالای انسانی است. نمادی از این حقیقت که ارزش واقعی یک فرد ممکن است در ابتدا به چشم نیاید و برای آشکار شدن، نیاز به زمان، هدایت و صیقل خوردن دارد.
جمعبندی و توضیح کامل الماس نتراشیده
عبارت «الماس نتراشیده» ترکیبی است وصفی که فراتر از معنای فیزیکیاش در دنیای جواهرات، راه خود را به ادبیات، روانشناسی و گفتگوهای روزمره باز کرده است. این اصطلاح به زیبایی نشان میدهد که چگونه یک سنگ گرانبها در ابتدای کشف، ظاهری ناهموار و تیره دارد، اما ارزش ذاتی آن بینظیر است.
در کاربرد استعاری، وقتی کسی را الماس نتراشیده مینامند، در واقع به هوش، مهارت یا ویژگیهای اخلاقی برجسته او اشاره میکنند که به دلیل فراهم نبودن شرایط یا عدم آموزش، هنوز جلا نیافته است. این مفهوم حاوی پیامی امیدبخش درباره شناخت و پرورش استعدادهای پنهان در انسانهاست.