یعنی چه
مویزه در اصطلاح گیاهشناسی به نوعی گیاه پیچنده و انگل (مانند عشقه یا دارواش) گفته میشود که به دور درختان میپیچد و مادهای چسبناک دارد. همچنین در اصطلاح عامیانه و صنعتی قدیم، به زغالسنگهای ریز و گلولهشدهای که اندازهای مابین خاکه و کلوخه دارند (به اندازه دانه مویز) اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت فَتْحِ مِیم، وَاوِ مَجْهُول، یَاء و زَاء (مَویزه) تلفظ میشود و دگرگونییافته واژه «مویژه» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «مویزه» به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحانی که به دنبال نام دیگر گیاه عشقه، دبق یا زغالسنگهای گلولهای ریز هستند، کاربرد دارد.
به انگلیسی
با توجه به معادلسازیهای انجامشده در متون کهن لغتشناسی با گیاه دبق و عشقه، معادلهای انگلیسی آن گیاهان برای مویزه به کار میرود.
به فارسی
مویزه واژهای با ریشه فارسی اصیل است که برگردان یا برابرهای فارسی و رایج قدیمی آن شامل مویژه، مویزک، عشقه و پیچک طفیلی میشود.
نماد چیست
برخلاف برخی گیاهان که در ادبیات فارسی نماد مفهوم خاصی هستند، واژه «مویزه» بیشتر کاربرد دقیق علمی، گیاهشناسی و صنعتی داشته و فاقد بار نمادین، استعاری یا اسطورهای ثبتشده در دیوان شعرا است.
جمعبندی و توضیح کامل مویزه
واژه «مویزه» یک مدخل مستقل و اصیل در زبان فارسی است که نباید آن را با «مویز» (انگور سیاه خشکشده) اشتباه گرفت. این کلمه در متون کهن لغتشناسی مانند دهخدا و ناظمالاطباء دارای دو معنای متمایز است؛ نخست در قلمرو گیاهشناسی به گیاهان طفیلی و پیچندهای مانند عشقه و دارواش اشاره دارد که به دور درختان حیات مییابند، و دوم در اصطلاحات عامیانه قدیمی صنعت معدن، به زغالسنگهای ریز و مدور به اندازه دانه مویز گفته میشود.
از نظر ریشهشناسی، این واژه دگرگونشده «مویژه» بوده و به دلیل شباهت ظاهری (چه در صمغ چسبناک گیاه و چه در ابعاد زغالسنگ) به دانه مویز، این نام را به خود گرفته است. این واژه در متن قرآن کریم کاربرد ندارد و احادیث موجود تنها به خواص خوراکی مویز اشاره دارند.