یعنی چه
این عبارت در ادبیات فارسی کنایه از بیدار ماندن در تمام طول شب و شبزندهداری است که معمولاً از روی غم، اندوه، دلتنگی یا انتظار برای معشوق رخ میدهد. همچنین در معنای حقیقی به کار رصد کردن ستارهها، منجمی و شناخت افلاک اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «سِ تارِه بُشْ مارْ دَن» (setāre bošmārdan) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه ادبی به عنوان بیدار ماندن در شب، عبارت ۱۲ حرفی «ستاره بشماردن» است.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از اصطلاح Counting stars در حالت صوری و از تعابیری مانند Lying awake at night برای رساندن مفهوم کنایی بیخوابی استفاده میشود.
به فارسی
از برگردانها و واژههای هممعنی فارسی آن میتوان به شبزندهداری، بیدار ماندن، اختر شمردن، پاسی از شب را به بیداری گذراندن و رصد کردن افلاک اشاره کرد.
نماد چیست
این عبارت در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی نماد بارز دلتنگی شدید، انتظار عمیق عاشقانه و بیخوابی ناشی از غم هجران است؛ جایی که عاشق دور از معشوق تا سپیدهدم به آسمان چشم میدوزد.
جمعبندی و توضیح کامل ستاره بشماردن
عبارت «ستاره بشماردن» یا شکل رایجتر آن «ستاره شمردن»، یکی از ترکیبات کنایی و اصیل در ادبیات فارسی است. این اصطلاح قدمتی دیرینه در دیوان شاعران بزرگ دارد و ریشه واژگان آن به زبانهای ایرانی باستان و پهلوی بازمیگردد. در متون کهن، این عبارت ترکیبی از دو معنای حقیقی و مجازی را دوشادوش یکدیگر پیش برده است.
در وجه نخست و علمی، ستاره بشماردن به عمل منجمان و اخترشناسانی اشاره دارد که شبهنگام به رصد آسمان و طالعپژوهی میپرداختند. اما در وجه دوم که کاربرد گستردهتری در ادبیات عاشقانه دارد، کنایه از شبزندهداری، بیخوابی و چشم دوختن به آسمان شب از روی اندوه، فراق و انتظار معشوق است. شاعران کلاسیک با تصویرسازیِ عاشق بیداری که تا سپیده دم ستارهها را میشمارد، عمق تنهایی و بیقراری او را به تصویر کشیدهاند، چنان که سعدی شیرازی میفرماید: «حکایت شب هجران که باز یارد گفت؟ / مگر کسی که چو سعدی ستاره بشمارد».