معنی
در زبان معاصر و روزمره، این واژه بیشتر به زاویه دید، تفسیر ذهنی و نوع نگاه فرد به یک پدیده اشاره دارد. در متون قدیمیتر، معنای اصلی آن یعنی پذیرا شدن، دریافت کردن و ملاقات کردن مد نظر بوده است.
یعنی چه
وقتی میگوییم «تلقی او از این رفتار اشتباه بود»، یعنی او این رفتار را به شکل دیگری در ذهن خود تفسیر و معنا کرده است. این کلمه نشاندهنده فیلترهای ذهنی انسان در مواجهه با واقعیتهاست.
ریشه
این واژه از ریشه «لقی» (به معنی مواجه شدن، دیدن یا رسیدن) در باب تفعل به صورت «تلقّی» ساخته شده و به مرور زمان وارد زبان فارسی شده است. مشتقات قرآنی آن نیز مانند «فَتَلَقَّىٰ آدَمُ» به معنای دریافت کردن و فراگرفتن آمده است.
تلفظ
تلفظ این واژه با فتحة روی حروف ت و ل، و تشدید همراه با کسره روی حرف ق است که در اصطلاح فصیح به صورت [talaqqī] بیان میشود.
در جدول
کلمه «تلقی» دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحان جدول در مواجهه با مفاهیمی مثل نگرش، تعبیر یا دریافت، کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، اگر منظور نگاه ذهنی باشد از Perception یا Interpretation استفاده میشود و اگر منظور قلمداد کردن چیزی باشد، معادل Regarding یا Treatment مناسب است.
به عربی
در زبان عربی اصیل، خودِ واژه «تلقّي» بیشتر برای دریافت کردن مادی یا معنوی (مثل دریافت وحی یا اخبار) به کار میرود؛ اما برای رساندن مفهوم «برداشت و نگرش ذهنی» در عربی امروزی، کلماتی مانند انطباع یا تصور رایجتر هستند.
به فارسی
به جای واژه عربی تلقی، در زبان فارسی سره یا معاصر میتوان از کلمات خوشساختی چون «برداشت»، «نگرش»، «فهم» یا «پذیرش» با توجه به لحن جملات استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل تلقی
واژه «تلقی» یک مصدر عربی از ریشه «ل-ق-ی» است که در طول زمان وارد زبان فارسی شده و دچار تحول معنایی زیبایی شده است. در حالی که ریشه لغوی و کاربرد قرآنی آن بر مفاهیمی چون «دریافت کردن»، «فراگرفتن» و «مواجهه» استوار است، در زبان فارسی معاصر و علوم انسانی بیشتر به معنای «برداشت، تفسیر ذهنی و نگرش» به کار میرود.
این کلمه در واقع نشاندهنده این حقیقت معرفتشناختی است که انسانها واقعیتهای بیرونی را از فیلتر ذهن، تجربیات و پیشفرضهای خود عبور میدهند؛ بنابراین نوع «تلقی» یا همان زاویه دید هر فرد از یک موضوع میتواند کاملاً منحصربهفرد یا متفاوت از دیگری باشد.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، مترادفهای متعددی مانند تعبیر، ادراک، انگاشت و قلمداد برای آن ذکر شده و در حوزه جدول و معما نیز به عنوان یک واژه اصیل ۴ حرفی با بسامد بالا شناخته میشود.