یعنی چه
فهماندن یک مطلب به صورت غیرمستقیم، در پرده، سربسته و با استفاده از کنایه و اشاره؛ به طوری که سخن صراحتاً بیان نشود اما شنونده یا خواننده از فحوای کلام به مقصود اصلی پی ببرد. این عبارت ترکیبی از فعل مصدر فارسی (رساندن) و صفت نسبی عربی (تلویحی) است. واژهٔ «تلویح» از ریشهٔ ثلاثی مجرد «ل و ح» (باب تفعیل) در لغت به معنی اشاره کردن از راه دور و روشن کردن است.
تلفظ
تلفظ این عبارت ترکیبی به صورت [رَ سانْ دَن بـِ طَوْ رِ تَلْ وی حی] است.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدول ۱۷ حرف دارد و خودِ واژه یا معادلهای آن مانند تلویح و کنایه استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از فعل Imply و صفات یا قیودی نظیر Implicit و Indirectly استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این معنا از عباراتی چون إیماءً، ضمناً یا بالتلوِیح استفاده میگردد.
به فارسی
مترادفهای فارسی این اصطلاح عبارتند از: ضمنی، کنایهای، اشارتی، غیرصریح، پوشیده و در لفافه. متضادهای آن نیز شامل تصریحی، صریح، آشکار، نص و مستقیم میگردد.
در قرآن
در علوم قرآنی و تفسیری، اصطلاح «کنایهٔ تلویحیه» یا همان بیان تلویحی بسیار کاربرد دارد. برای نمونه در آیهٔ ۳۵ سورهٔ قصص آمده است: «سَنَشُدُّ عضُدَکَ بِأَخِیکَ» (بهزودی بازویت را به وسیلهٔ برادرت محکم و قوی میگردانیم). در این آیه، محکم کردن بازو به طور تلویحی و کنایهای به معنای بخشیدن قدرت، پشتوانه و یاری رساندن به حضرت موسی (ع) از طریق برادرش هارون است.
جمعبندی و توضیح کامل رساندن به طور تلویحی
عبارت «رساندن به طور تلویحی» به معنای انتقال یک پیام یا مفهوم به مخاطب بدون تصریح و ابراز مستقیم آن است. در این شیوه از بیان، گوینده یا نویسنده با بهرهگیری از آرایههایی چون کنایه، اشاره و استعاره، حقیقت سخن را در لفافه قرار میدهد تا شنونده با تامل در فحوای کلام به مقصود اصلی دست یابد. ریشهٔ واژهٔ تلویح به معنای اشاره از دور است و در علوم بلاغی جایگاه ویژهای دارد.
در ادبیات نمادین، نمادهایی همچون «سایه» یا «پژواک» برای این مفهوم به کار میروند؛ چرا که سایه بدون دیدن مستقیمِ خودِ جسم، وجود آن را اثبات میکند. این روش بیانی علاوه بر متون ادبی کلاسیک و آیات قرآنی، در تعاملات مدرن و روزمره نیز کاربرد فراوانی دارد و به کلام عمق و جذابیت بیشتری میبخشد.