یعنی چه
این واژه مصدری عربی است که دو معنای اصلی دارد؛ نخست در پزشکی سنتی و امور روزمره به معنی سینه صاف کردن، سرفهکردن برای پاکسازی گلو و بیرون انداختن خلط (نخامه) است. دومین کاربرد آن در فقه و ذبح اسلامی است که به معنای بریدن یا قطع کردن نخاع حیوان ذبحشده پیش از جان دادن کامل و سرد شدن بدن آن است که در شرع اسلام مکروه یا ممنوع شمرده میشود. همچنین در معنایی مجازی برای ابری که تمام باران خود را باریده باشد نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با توجه به ادغام حرف لام در تاء (از حروف شمسی) به صورت /at-tanaxxo'/ است. در متون فارسی و قرائتهای مکتوب به صورت اَلتَّنَخُّع نیز خوانده میشود که ریشه در باب تفعّل از ماده «ن خ ع» دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، اگر نشانه «سینه صاف کردن» یا «انداختن خلط گلو با سرفه» خواسته شود و طول پاسخ ۶ حرف باشد، واژه «التنخع» جواب اصلی است. کلمات مترادف دیگر آن مانند «تنخم» ۴ حرفی هستند.
به انگلیسی
برای معنای پزشکی و بهداشتی آن از واژه Expectoration (سینه صاف کردن و خارج کردن اخلاط) استفاده میشود و برای جنبه فیزیکی و فقهی آن اصطلاح بریدن نخاع به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی معاصر، واژه «التنخم» برای سینه صاف کردن رایجتر است و تعبیر «قطع النخاع» برای کاربرد فقهی آن در کتابهای احکام ذبایح استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل عبارات فعلی چون «سینه صاف کردن»، «اخلاط گلو را بیرون انداختن» و در ادبیات کهن «خیو افکندن» است. در حوزه احکام فقهی نیز به «بریدن مغز حرام» یا «قطع نخاع حیوان پیش از مرگ کامل» برگردانده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل التنخع
واژه «التنخع» یک وامواژه مصدری از زبان عربی است که از ریشه ثلاثی مجرد «نخع» در باب تفعل ساخته شده است. این کلمه در طول تاریخ کاربرد دوگانهای در زبان و متون تخصصی فارسی داشته است؛ از یک سو در متون طب سنتی به رفتار فیزیکی پاکسازی مجاری تنفسی و سینه صاف کردن اشاره دارد و از سوی دیگر، در متون فقهی و رسالههای عملیه به عنوان یک اصطلاح تخصصی در احکام ذبح حیوانات مطرح میشود.
در فقه اسلامی، التنخع به کارِ بریدن سر یا قطع کردن نخاع (مغز حرام) حیوان، قبل از آنکه روح به طور کامل از بدنش خارج شود، اطلاق میگردد. این عمل در شریعت اسلام نهی شده و مکروه یا حرام دانسته شده است، زیرا مانع از خروج طبیعی و کامل خون از بدن ذبیحه میشود. این واژه در متن قرآن کریم نیامده است، اما در روایات و لغتنامههای کهن مانند دهخدا به طور دقیق مستند شده است.
علاوه بر این، در ادبیات کنایی عرب و اصطلاحات نجومی کهن، این واژه گاه به صورت مجازی برای ابرها به کار میرفته است؛ زمانی که یک ابر تمام باران و رطوبت خود را به طور کامل بر زمین تخلیه کند، در اصطلاح میگفتند ابر «تنخّع» کرده است که نشاندهنده خالی شدن کامل محتویات درونی آن است.