یعنی چه
این عبارت در معنای لغوی و فیزیکی به معنی شدیداً خسته شدن، بریدن و تنگی نفس بر اثر فعالیت سنگین است. در مفهوم کنایی و مجازی، به معنی از کار افتادن، متوقف شدن و از بین رفتن شور، حال یا رونق یک جریان، بازار یا حرکت به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت «اَز نَ فَس اُف تا دَن» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این راهنما واژه ۱۱ حرفی «ازنفس افتادن» یا بر اساس تعداد حروف، معادلهایی نظیر «بریدن» یا «مانده شدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان حالت فیزیکی از واژه out of breath و برای توصیف فروکش کردن رونق یا انرژی یک جریان از اصطلاح lose steam استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای مفهوم فیزیکی بریدن نفس از تعبیر انقطع نفسه و برای مفهوم کنایی از دست رفتن توان و قدرت، از عبارت خارت قواه استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی تعابیر Nefesi kesilmek و Soluğu kesilmek دقیقاً همان معنای فیزیکی و کنایی از نفس افتادن را منتقل میکنند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات و فرهنگ نمادین، نشاندهنده پایان انرژی، خستگی مفرط، پیری، سکون، یا فروکش کردن یک جریان، تلاش و حرکت است. در شعر معاصر گاهی به عنوان نمادی از ناامیدی یا توقف فعالیتها نیز به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ازنفس افتادن
عبارت «از نفس افتادن» یک مصدر مرکب کنایی و اصطلاح اصیل در زبان فارسی است که دو لایه معنایی متمایز دارد. در لایه اول که حسی و فیزیکی است، به تنگی نفس و کم آوردن اکسیژن به دلیل دویدن یا کار بدنی شدید اشاره میکند. در لایه دوم که وجه ادبی و اجتماعی آن است، تعبیری رسا برای توصیف جریانات، بازارها یا فعالیتهایی است که شور و رونق اولیه خود را از دست داده و به رکود و توقف رسیدهاند.
این واژه گرچه خود به این شکل در متون کهن مذهبی وجود ندارد، اما واژگان سازنده آن ریشههای عمیقی دارند و امروزه در زبانهای مختلف معادلهای فیزیکی و کنایی دقیقی برای آن یافت میشود که نشان از عمومیت این مفهوم انسانی در فرهنگهای گوناگون دارد.