یعنی چه
آیین و رسمی کهن که در آن افراد (عمدتاً زنان) در سوگ عزیزان جوان خود یا در مقام اعتراض به ظلم و ناعدالتی، موهای خود را میبرند یا میتراشند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «gīsu borīdan» است که از دو واژهٔ گیسو (موی بلند سر) و بریدن تشکیل شده است.
در جدول
این عبارت در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان نشانهٔ سوگواری زنان ایرانی یا آیین سنتی عزای شاهنامه شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل مستقیمی برای این آیین وجود ندارد و برای توصیف آن از عبارات تشریحی مربوط به سوگ یا اعتراض استفاده میشود.
به عربی
در زبان و فرهنگ عربی، اعمالی مانند چیدن یا کندن مو در سوگ سنتی به این تعابیر شناخته میشوند، هرچند در فقه اسلامی از آسیب زدن به خود در عزا نهی شده است.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، عبارات و واژههای هممعنی و همخانوادهای چون «گیسوبران»، «مو چیدن» و در بافتهای ایلیاتی «مویه کردن» برای این مفهوم به کار میروند. واژهٔ گیسو ریشه در پارسی میانه (gēsuw) دارد.
نماد چیست
این عمل نمادی از فدا کردن زیبایی، جوانی و باروری در پیشگاه غمی جانکاه است. همچنین در طول تاریخ به عنوان نمادی از اعتراض عمیق، صلحآمیز و عاری از خشونت علیه ظلم و ناعدالتی تعبیر شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گیسو بریدن
آیین «گیسو بریدن» یا «گیسوبران» یکی از اصیلترین، عمیقترین و قدیمیترین رسوم فرهنگی در میان ایرانیان و اقوام همجوار است که ریشه در اساطیر باستان و حماسههای کهن دارد. این رسم دیرینه پیشینهای چندهزارساله در میانرودان و ایران باستان داشته و در متون کهنی چون حماسه گیلگمش (در سوگ انکیدو) نیز به چشم میخورد.
نمود عینی و بسیار برجستهٔ این آیین در شاهنامه فردوسی و در داستان سوگ سیاوش تجلی یافته است؛ آنجا که فرنگیس در پی شهادت مظلومانه همسرش، گیسوان مشکین خود را میبرد و به نشانهٔ سوگ و اعتراض عمیق بر میان میبندد. حتی در غزلهای حافظ نیز به صورت کنایی و استعاری به بریدن گیسوی چنگ در مرگ می ناب اشاره شده است.
این رفتار فرهنگی پدیدهای فراتر از یک شیون ساده است؛ در واقع فرد با بریدن گیسوان خود که مظهر ارزندهترین زیبایی و سرزندگی است، پیوند موقت خود را با شادیهای زمین قطع کرده و اعتراض یا سوگواری عظیمی را بدون پناه بردن به خشونتِ متقابل به تصویر میکشد.