یعنی چه
واژه القا در لغت به معنای افکندن و فرو انداختن چیزی در جایی است. در اصطلاح امروز، این کلمه بیشتر به معنی تلقین کردن، تفهیم یا انتقال یک اندیشه، شبهه یا اثر به ذهن دیگری به کار میرود. همچنین در علم فیزیک، به پدیده ایجاد جریان الکتریکی یا خاصیت مغناطیسی در یک جسم بدون تماس مستقیم با منبع، القا میگویند.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی (ل ق ی) بر وزن افعال ساخته شده و با کلماتی که مفهوم روبهرو شدن، دریافت کردن یا رساندن را دارند همخانواده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت اِلقا (Elghā) با کسر همزه اول و سکون لام است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ واژههایی چون افکندن، تلقین، تفهیم یا الهام، کلمه چهار حرفی «القا» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای کاربردهای فیزیکی و فلسفی از واژه Induction و برای کاربردهای روانشناسی و انتقال فکر از Suggestion استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در این زبان به صورت الإلقاء در معنای مادی و معنوی کاربرد دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این واژه با توجه به سیاق متن شامل تلقین، فروافکندن، الهام، دَمش، و در متون علمی «انگیزش» یا «پدیدآوری» است.
نماد چیست
در علم مدرن و مهندسی برق، «سیمپیچ» (Inductor) به عنوان نماد گرافیکی و فیزیکی القای الکترومغناطیسی شناخته میشود. در حوزه روانشناسی و علوم ذهنی نیز نشانههای هیپنوتیزم یا امواج مغزی نماد تلقین و القای فکری هستند.
جمعبندی و توضیح کامل القا
واژه «القا» یک اسم مصدر عربی از ریشه (ل ق ی) است که وارد زبان فارسی شده و دو قلمرو معنایی کاملاً متمایز اما متناسب را پوشش میدهد. در معنای نخست و سنتیتر، القا به مفاهیم ذهنی و روانی اشاره دارد؛ یعنی وارد کردن یک فکر، احساس، شبهه یا باور به لایههای پنهان ذهن دیگری، بدون آنکه اجبار فیزیکی یا مستقیمی در کار باشد که از آن به تلقین یا الهام نیز تعبیر میشود.
در قلمرو دوم که مربوط به علوم تجربی و فیزیک مدرن است، القا به پدیدهای گفته میشود که در آن یک جسم بدون تماس مستقیم با منبع انرژی، دارای بار الکتریکی یا خاصیت مغناطیسی میگردد؛ مانند عملکرد سیمپیچها در ترانسفورماتورها. ویژگی مشترک هر دو مفهوم، انتقال یا ایجاد یک اثر (خواه فکر باشد و خواه جریان الکتریکی) از راه دور و بدون تماس یا اجبار مستقیم است.
این واژه در متون کهن و قرآن کریم نیز به وفور در قالب افعالی چون «أَلْقَى» به کار رفته است که هم کاربرد مادی (مانند افکندن عصای موسی) و هم کاربرد معنوی و درونی (مانند افکندن محبت یا دشمنی در دلها) را شامل میشود.