یعنی چه
التفات نمودن به معنای نگاه کردن به پشت سر، با گوشه چشم نگریستن و روی آوردن به جانب کسی یا چیزی است. این واژه در کاربردهای روزمره و ادبی، به صورت کنایی در معنای لطف، عنایت، اعتنا و مهربانی داشتن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت [اِ لْ تِ فـا تْ / نَ مـو دَ نْ] است که واژه اول ریشه عربی دارد و واژه دوم فعلی فارسی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، واژه «التفات نمودن» دقیقاً دارای ۱۱ حرف است. معادلهای کوتاهتر آن شامل توجه کردن و اعتنا کردن هستند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم التفات نمودن در زبان انگلیسی، بسته به متن میتوان از عباراتی که به توجه کردن، دیدن یا ابراز لطف اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
ریشه این واژه عربی و از ماده «لفت» در باب افتعال است. در زبان عربی این فعل به معنی چرخاندن صورت یا نگاه به سمتی خاص به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و عبارات هممعنی این واژه شامل اعتنا کردن، ملاحظه کردن، رو نمودن، چشم داشتن، غافل نشدن و اکرام کردن است. در مقابل، واژههایی مانند اعراض کردن، بیاعتنایی کردن و غفلت نمودن متضاد آن هستند.
نماد چیست
در هنرهای تجسمی و ادبیات کلاسیک، «چشم» یا «گردنی که به عقب برگشته» نماد فیزیکی التفات است که به داستانهای کهن نظیر داستان حضرت لوط در قرآن اشاره دارد. در ادبیات عرفانی، نگاه گوشه چشم معشوق نماد التفات، اعتنا و عنایت پروردگار به سالک است.
جمعبندی و توضیح کامل التفات نمودن
واژه «التفات نمودن» یک ترکیب فعلی اصیل با ریشهای عربی (از ماده لفت) است که در زبان فارسی کاربرد گستردهای در ادبیات رسمی، عرفانی و مکاتبات محترمانه یافته است. معنای نخستین و لغوی آن به چرخش فیزیکی سر و نگریستن به پشت سر یا نگریستن با گوشه چشم اشاره دارد، چنانکه در آیات قرآن کریم نیز به همین معنای فیزیکی (مانند رو برنگرداندن همسفران لوط) تجلی یافته است.
با این حال، در سیر تحول زبانی، این کلمه به صورت کنایی وارد حوزههای اخلاقی و عاطفی شده و امروزه معنای توجه کردن، اعتنا نمودن، و ابراز لطف و مهربانی را متبادر میکند. وقتی کسی به دیگری التفات مینماید، در واقع او را مورد عنایت، تفقد و ملاحظه خویش قرار داده و از بیتوجهی و غفلت دوری گزیده است.
این واژه از منظر ساختاری در حل جدولهای متقاطع واژهای کلیدی با ۱۱ حرف به شمار میرود و همخانوادههایی همچون ملتفت، التفات و لفته دارد. نمادگرایی این واژه در شعر فارسی بسیار چشمگیر است، جایی که التفاتِ معشوق همان کیمیایی است که حال عاشق را دگرگون میسازد.