یعنی چه
مباح در لغت به معنای روا، جایز و آزاد است. در اصطلاح فقه اسلامی، به یکی از احکام پنجگانه تکلیفی گفته میشود که انجام دادن یا ندادن آن هیچگونه ثواب یا عقابی در پی ندارد و فرد در انجام آن کاملاً مختار است؛ مانند خوابیدن یا راه رفتن در شرایط عادی. همچنین در حقوق به معنای مال یا ملکی است که مالک خاصی ندارد و تصرف در آن برای همه مجاز است.
متضاد
واژههای حرام و ممنوع متضادهای اصلی مباح هستند. همچنین در بحث مالکیت، واژه غصبی نقطه مقابل مباح (به معنی مال حلال و غیرغصبی) قرار میگیرد.
تلفظ
این کلمه به صورت مُباح (تلفظ حرف میم با ضمه: مُ) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند روا، جایز، مجاز و حلال به عنوان هممعنی مباح به کار میروند. خود واژه مباح ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی از واژههای Permissible و Allowed استفاده میشود و در زمینههای تخصصی فقهی اصطلاح Indifferent یا Neutral کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای سره و واژههای جایگزین فارسی برای مباح شامل روا، مجاز، شایست و آزاد هستند که نشاندهنده نبودِ منع قانونی و شرعی است.
جمعبندی و توضیح کامل مباح
واژه مُباح ریشه در زبان عربی (از باب افعال و ریشه ب-و-ح) دارد که به معنای آشکار کردن و اجازه دادن است. این کلمه در ساختار فقه اسلامی به عنوان یکی از احکام تکلیفی پنجگانه شناخته میشود و دقیقاً در نقطه وسط ترازو قرار دارد؛ یعنی بر خلاف واجب و مستحب مایه پاداش نیست و بر خلاف حرام و مکروه نیز مجازاتی به همراه ندارد.
اگرچه خود لفظ مباح عیناً در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم آزادی عمل انسان و اصالت اباحه در امور مختلف، از آیات متعددی (مانند عبارتهای لا جناح علیکم) برداشت میشود. در کاربرد روزمره و حقوقی نیز، مال مباح به مالی گفته میشود که متعلق به شخص خاصی نیست و استفاده از آن برای عموم مردم آزاد است.