یعنی چه
واژه «بینند» در وهله اول شکل سومشخص جمع از فعل مضارع «دیدن» (میبینند، ببینند) است. با این حال، در متون کهن فارسی و لغتنامههای معتبر، گاهی به عنوان مخفف یا صورتی از «بیننده» به معنی تماشاچی، ناظر، شخص بصیر و حتی عضو بینایی یعنی «چشم» و «دیده» نیز به کار رفته است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه بر وزن «میبند» تلفظ میشود. آوای آن به صورت [بِیْنَنْد / bī-nand] است که در آن «بین» ستاک مضارع فعل دیدن و «ـَند» شناسه جمع است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح به دنبال فعل جمعِ دیدن، یا معادل کهن واژههایی چون «چشم»، «بصیر» و «تماشاچی» در ۵ حرف باشد، کلمه «بینند» پاسخ صحیح و دقیق شما خواهد بود.
به انگلیسی
بسته به جایگاه کلمه در متن، اگر در نقش فعل باشد از ترکیبات واژه see یا watch استفاده میشود و اگر در نقش صفت و اسم کهن (بیننده) باشد، واژگانی چون viewer یا observer معادل آن هستند.
به فارسی
معادلهای این واژه در زبان فارسی امروزی عبارتند از: میبینند، مشاهده میکنند، نظارهگرند، چشمها، و بینندگان.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی فارسی، «بینند» و ریشهٔ آن اشاره به بینایی دل، درک شهودی، هوشیاری و عبور از ظاهرِ جهان برای رسیدن به باطن و حقیقتِ امور دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بینند
واژه «بینند» در زبان فارسی اصیل دو ساحت کاربردی متمایز دارد؛ در ساحت نخست و دستور زبان امروز، این کلمه ساختار صرفی فعل مضارع از مصدر «دیدن» (ستاک مضارع بین + شناسه ـَند) است که معنای «مشاهده میکنند» یا «ببینند» را افاده میکند و به افعال عربی نظیر «یرون» شباهت دارد.
در ساحت دوم و با تکیه بر متون ادبی کهن نظیر شاهنامه فردوسی، این واژه در قالب اسم و صفت نیز پدیدار میشود که مخفف یا دگرگونی از واژه «بیننده» است. در این کاربرد ادبی، «بینند» به معنای چشم، دیده، شخص بصیر، تماشاچی و ناظر به کار میرود و نمادی از آگاهی، بصیرت و درک عمیق انسانی محسوب میشود.