یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح کیهانشناسی کهن و عرفانی در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. قدما و صوفیه معتقد بودند که خداوند ۱۸,۰۰۰ جهان یا مرتبه وجودی آفریده است. این عدد در واقع نمادی برای نشان دادن عظمت، کثرت و لایههای بیشمار جهان آفرینش (شامل عالم عقل، روح، مثال، جسم، افلاک و عناصر) در برابر ناچیزی انسان است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واکهگذاری شده «هَژدَه هَزار عالَم» است که در متون کهن به صورت مخفف هجده نیز به کار رفته است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت ۱۲ حرفی به عنوان پاسخ رمزآلود برای راهنماهایی مثل «کل آفرینش»، «مجموعه جهانها در اصطلاح صوفیه» یا «کثرت مخلوقات» شناخته میشود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم عرفانی این واژه در زبان انگلیسی، علاوه بر ترجمه عددی دقیق، از اصطلاحاتی که به بیشمار بودن و عظمت کیهان اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل فارسی این عبارت شامل تعابیری چون «کل آفرینش»، «جهان هستی»، «عوالم غیب و شهود» و «مراتب وجود» است که همگی بر کثرت و یکپارچگی خلقت دلالت دارند.
در قرآن
عبارت «هژده هزار عالم» با این عدد متمایز بهطور مستقیم در متن قرآن نیامده است؛ اما مفسران بزرگ و صوفیه، آن را ذیل آیه اول سوره حمد یعنی «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» (ستایش خدایی را که پروردگار جهانیان است) مطرح کردهاند و تکرار عوالم را به استناد برخی روایات تفسیر نمودهاند.
نماد چیست
در تصوف و ادبیات عرفانی (مانند اشعار عطار و مولوی)، این عبارت علاوه بر نماد کثرت بیپایان آفرینش، نماد «جهان اصغر» یعنی خودِ انسان نیز هست؛ چرا که عرفا باور داشتند تمام اسرار این هژده هزار عالم در ساختار و حقیقت وجودی انسان خلاصه شده است.
جمعبندی و توضیح کامل هژده هزار عالم
عبارت «هژده هزار عالم» یکی از زیباترین و عمیقترین اصطلاحات کیهانشناسی کهن و ادبیات عرفانی فارسی است که به هیچ وجه نباید آن را یک عدد ریاضی دقیق یا گزارهای تجربی دانست. صوفیه و فیلسوفان گذشته این عدد را از ضرب و جمع لایههای گوناگون آفرینش نظیر عقول، ارواح، افلاک نهگانه، عناصر چهارگانه و موالید سهگانه استخراج میکردند تا ساختاری نمادین برای درک عظمت هستی پدید آورند.
این اصطلاح در اشعار شاعران بزرگ سبک خراسانی و عراقی از جمله خاقانی، عطار نیشابوری و مولوی موج میزند. هدف اصلی از به کارگیری آن، به تصویر کشیدن فقر و ناچیزی انسان در برابر ابعاد بیانتهای آفرینش الهی از یک سو، و ستایش عظمت روح انسان از سوی دیگر است؛ چرا که در دیدگاه عرفانی، انسان فشرده و آینه تمامنمای همین هژده هزار عالم قلمداد میشود.