یعنی چه
شاعر در اصل لغت به معنای داننده، آگاه و دریابنده است؛ اما در عرف ادبیات به کسی گفته میشود که دارای طبع لطیف و احساسات رقیق بوده و سخن منظوم، موزون و باقافیه میسراید. او با پرواز خیال و شهود درونی، حقایق و احساسات جمعی جامعه را در قالب چامه و چکامه بیان میکند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی «ش ع ر» گرفته شدهاند که در اصل به معنی حس کردن، فهمیدن و درک با حواس است.
جمله سازی
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، کلمه «شاعر» دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواسته شده، کلمات هممعنی مانند ناظم، سخنور یا سراینده نیز میتوانند به عنوان جایگزین استفاده شوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به فرد سراینده شعر و کسی که هنر خلق آثار منظوم را دارد، از واژه Poet استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان نیز به همین صورت به کار میرود. جمع تکسیر آن در زبان عربی «شُعَراء» است که نام یکی از سورههای قرآن کریم نیز میباشد.
جمعبندی و توضیح کامل شاعر
واژه «شاعر» ریشه در زبان عربی و ماده «ش ع ر» دارد که به معنای درک، فهم و آگاهی عمیق است. در فرهنگ و ادبیات فارسی، شاعر تنها یک سخنپرداز یا ردیفکننده قافیهها نیست، بلکه نمادی از شهود درونی، خلاقیت، احساسات لطیف و پرواز خیال به شمار میرود. ادبیات کلاسیک ما شاعر را آینه روح جامعه و رسانه بیان حکمت و زیبایی میداند.
این کلمه در متون کهن و مذهبی نیز جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که در قرآن کریم بارها به آن اشاره شده است. در بافت آیات قرآنی، منکران وحی از این کلمه برای اتهامزنی به پیامبر (ص) استفاده میکردند تا کلام الهی را در حد شعر پایین بیاورند. با این حال، در سوره شعراء، قرآن کریم میان شاعران بیهدف و گمراه زمان جاهلیت با شاعران باایمان و مدافع حق تفکیک قائل شده است.