یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح و مصدر مرکب کنایی در زبان و ادبیات فارسی است. شاعران کلاسیک قامت راست دوران جوانی را به حرف «الف» و قامت خمیده در دوران پیری یا سنگینی بار غم عشق را به حرف «دال» (د) تشبیه میکردند. بنابراین دال گشتن به معنای انحنا یافتن و خمیدگی پذیرفتن چیزی است که پیشتر راست بوده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت فتحه روی حرف گاف، سکون روی شین و تاء است: [dāl gaštan].
در جدول
در مسابقات جدول کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه به صورت هفت حرفی و با ترکیب خود واژه «دال گشتن» یا معادلهای پنج حرفی آن مانند «خم شدن» یا «خمیدن» شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم کنایی و فیزیکی از افعالی که به خمیدگی پشت و قامت اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی فعل «انحنى» دقیقاً مفهوم فیزیکی خم شدن و تغییر شکل قامت از حالت راست به منحنی را افاده میکند.
نماد چیست
در نشانه شناسی ادبیات فارسی و عرفان، دال گشتن نماد آشکار و ملموس پیر شدن، تسلیم در برابر روزگار، خضوع و همچنین تحمل بار سنگین فراق و اندوه عشق است که قدِ کشیده و الفمانند عاشق را در هم میشکند.
جمعبندی و توضیح کامل دال گشتن
عبارت «دال گشتن» یکی از ترکیبات کنایی و زیبای ادبیات فارسی است که ریشه در شکل ظاهری حروف الفبا دارد. در این تصویرسازی سنتی، تقابل زیبایی میان حرف «الف» (به نشانه راستی، جوانی و افراشتگی) و حرف «دال» (به نشانه خمیدگی، پیری و شکستگی) برقرار است. شاعران پارسیگوی از این اصطلاح برای توصیف احوال پیران یا عاشقانی که بار سنگین محنت روزگار قامتشان را خم کرده، بهره بردهاند.
این واژه کاملاً اصالت فارسی داشته و ساختار آن بر اساس وجه شبه میان شکل منحنی حرف «د» و پشتِ خمیده انسان بنا شده است. اگرچه در زبانشناسی مدرن واژه «دال» در معنای نشانه و دلالتکننده (Signifier) نیز کاربرد دارد و ترکیب «دال شدن» یا «دال گشتن» در متون تحلیلی جدید ممکن است به معنای دلالت کردن بر چیزی تعبیر شود، اما ریشه سنتی و اصلی آن در فرهنگ لغات همان خمیدگی قامت است.