یعنی چه
سلطهطلبی به معنای میل، گرایش یا رفتار فردی و جمعی برای کسب قدرت، برتریجویی و چیرگی بر دیگران است. در این حالت، فرد یا گروه تلاش میکند اختیار تصمیمگیری را در دست بگیرد، دیگران را تحت نفوذ خود درآورد و اراده خود را بر آنها تحمیل کند. این مفهوم تمایل شدیدی را نشان میدهد که در آن حق برابر برای دیگران قائل نیستند.
تلفظ
این واژه از دو بخش ترکیبی تشکیل شده است: «سُلْطَه» (با ضمه سین و فتح طاء) که واژهای عربی است، و «طَلَبِی» (با فتح طاء و لام) که از مصدر فارسی طلبیدن میآید.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول با موضوع برتریجویی یا خواهانی چیرگی بر دیگران، واژه «سلطه طلبی» با ۸ حرف به عنوان یک پاسخ دقیق و استاندارد شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ در مباحث روانشناختی و فردی بیشتر از Desire for dominance و در علوم سیاسی از Hegemonism استفاده میگردد.
به عربی
در زبان عربی مفهوم سلطهطلبی با عبارات ترکیبی ناظر بر کنترلگری یا مصدرهای باب استفعال که معنای طلب کردن برتری را میدهند، ترجمه میشود.
در قرآن
عین واژه ترکیبی «سلطهطلبی» در قرآن نیامده است؛ اما این مفهوم در قالب کلیدواژههایی چون «عُلُوّ» (برتریطلبی در زمین) در آیه ۸۳ سوره قصص و همچنین مفاهیمی مثل «استکبار» مورد نکوهش جدی قرار گرفته است. افزون بر این، در آیه ۱۴۱ سوره نساء (قاعده نفی سبیل)، هرگونه حاکمیت و سلطه کافران بر مؤمنان به طور ساختاری نفی شده است.
نماد چیست
در نشانهشناسی سنتی و فرهنگی، جانورانی مانند «عقاب» یا «شاهین» به دلیل پرواز در ارتفاع و نگاه از بالا به پایین، و «شیر» به عنوان مظهر قدرت مهارنشدنی، نمادهای طبیعی چیرگی هستند. در فرهنگ سیاسی مدرن نیز، «اختاپوس» به نشانه پهن کردن چنگالها بر روی همهچیز، به عنوان نماد تصویرسازیشدهٔ سلطهطلبی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سلطه طلبی
واژه «سلطهطلبی» یک اصطلاح ترکیبی مبرهن در زبان فارسی است که از ادغام واژه عربی «سلطه» (به معنی قدرت و غلبه) و پسوند فارسی «طلبی» (از مصدر طلبیدن) شکل گرفته است. این مفهوم در روانشناسی فردی به ویژگیهای شخصیتی کنترلگر و تحکمجو اشاره دارد و در علوم سیاسی و اجتماعی، بیانگر رویکردهای استیلاگرانه، اقتدارگرایی و تلاش یک گروه یا کشور برای تحت حاکمیت درآوردن سایر جوامع است.
از دیدگاه اخلاقی و دینی، این روحیه در مقابل مفاهیمی چون تواضع، حقپذیری و عدالتخواهی قرار میگیرد. در متون اسلامی و قرآنی نیز اگرچه این عبارتِ ترکیبی به صورت مستقیم به چشم نمیخورد، اما جوهره و حقیقت آن تحت عناوین مذمومی مانند استکبار، خودبزرگبینی و برتریجویی در زمین (علو فی الارض) به شدت نفی و محکوم شده است.
در بازیهای زبانی و طراحی جداول کلمات متقاطع، این واژه پاسخ ثابتی برای توصیف ویژگیهای افراد فزونخواه و قدرتطلب است. بررسی معادلهای بینالمللی آن مانند Hegemonism و Domination نیز نشان میدهد که این گرایش انسانی، پدیدهای جهانی و فراتاریخی در رفتارهای فردی و ساختارهای کلان سیاسی محسوب میشود.