یعنی چه
واژه جزئی در زبان فارسی به دو مفهوم عمده اشاره دارد؛ در کاربرد روزمره و عامیانه به معنای مقدار کم، مختصر، خرد و ناچیز است. در اصطلاح منطق، فلسفه و علوم پایه نیز به چیزی گفته میشود که به یک جزء ربط دارد و در مقابل مفهوم «کلی» قرار میگیرد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای واژه جزئی قرار گیرند تا مفهوم کوچکی یا کماهمیت بودن را برسانند.
متضاد
کلماتی که مفهوم فراگیری، بزرگی و یا شامل شدن کل یک موضوع را نشان میدهند، مخالف واژه جزئی هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه عربی «ج ز ء» مشتق شدهاند و معنای پاره، بخش و تکهتکه شدن را در خود دارند.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، اگر راهنمای جدول کلماتی مثل «کم و اندک» یا «منسوب به جزء» را از شما بخواهد، واژه ۴ حرفی «جزئی» یک پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه جزئی در جمله به معنای بخشی از یک کل باشد یا به معنای کماهمیت بودن، برگردان انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
جمعبندی و توضیح کامل جزئی
واژه «جزئی» از ریشه عربی «جزء» گرفته شده و با اضافه شدن «ی» نسبت در زبان فارسی، به صفت تبدیل شده است. این کلمه در پهنه زبان فارسی کاربرد دوگانهای دارد؛ در ادبیات عامه و گفتارهای روزمره بار معناییِ کم بودن، ناچیز بودن و بیاهمیتی را دوش میکشد. برای مثال وقتی از یک خسارت یا اختلاف جزئی صحبت میشود، منظور این است که میتوان از آن چشمپوشی کرد.
از سوی دیگر، در فضای علمی، فلسفی و منطق، جزئی یک اصطلاح کلیدی است که در مقابل «کلی» جای میگیرد و به مصادیق خاص، محدود و تفکیکشده اشاره دارد. ریشه اصلی این کلمه (جزء) در قرآن کریم نیز به معنای تکه و پاره به کار رفته است که اصالت ساختاری آن را نشان میدهد.