یعنی چه
این عبارت در دو فضای متفاوت معنا پیدا میکند؛ در ادبیات عامیانه و تعارفی، به معنی «اگر عمرم کفاف دهد و زنده باشم» است که فرد برنامههای آیندهاش را به بقای خود مشروط میکند. در اصطلاح حقوقی و صنعت بیمه، وضعیتی است که در آن اجرای یک تعهد، پرداخت مستمری یا ارث، کاملاً وابسته به زنده بودن شخص در زمان حلول آن شرط یا پایان مدت قرارداد است.
تلفظ
این ترکیب از حرف اضافه فارسی «بـ» به همراه دو واژه عربی «شرط» و «حیات» ساخته شده و به صورت روان با کسرِ طاء (به شرطِ حیات) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «شرط زنده ماندن در بیمه عمر» یا «اگر زنده باشم در اصطلاح حقوقی»، این کلمه ۸ حرفی به عنوان پاسخ دقیق مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در متون حقوقی و عمومی زبان انگلیسی، بسته به لحن و تخصص متن، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود که مفهوم وابستگی به بقا را میرسانند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح فقهی و حقوقی آن مستقیماً با استفاده از واژگان حیات و بقا ساخته میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای خالصتر فارسی این عبارت شامل تعابیری چون «در صورت زنده ماندن»، «مشروط به بقای نفس» و در اصطلاح عامیانه «اگر عمر وفا کند» است.
در قرآن
خودِ عبارت «بشرط حیات» به صورت یک اصطلاح ترکیبی در متن قرآن مجید نیامده است. با این حال، مفهوم تقابل حیات و موت (مانند آیات یحیی و یمیت) و همچنین لزوم مشروط کردن کارهای آینده به مشیت الهی (آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف: ولا تقولن لشیء إنی فاعل ذلک غدا إلا أن یشاء الله) با ریشه اخلاقی و عرفی این عبارت کاملاً همخوانی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بشرط حیات
عبارت «بشرط حیات» یک ترکیب تعبیری و حقوقی است که اهمیتِ بودن یا نبودن انسان را در جریان تعهدات و برنامهریزیها نشان میدهد. این واژه در میان توده مردم به عنوان یک ابزار زبانی تواضعآمیز به کار میرود تا یادآور شود کنترل آینده و طول عمر در دست انسان نیست و هر برنامهای منوط به بقای نفس است.
در سوی دیگر، در حقوق مدرن و به ویژه در صنعت بیمه عمر، این اصطلاح یک مفهوم کاملاً دقیق مادی است؛ قراردادی که در آن سرمایه یا مستمری تنها به شرطی به فرد تعلق میگیرد که او در یک تاریخ مشخص در قید حیات باشد. این مفهوم دقیقاً در نقطه مقابل تعهدات «به شرط فوت» قرار میگیرد.