یعنی چه
درختی بیمیوه به درختی اطلاق میشود که ثمر یا میوهای نمیدهد. این عبارت یک ترکیب توصیفی در زبان فارسی است و به هر نوع درخت یا گیاه بزرگی که محصول خوراکی یا بار مشخصی نداشته باشد گفته میشود. در ادبیات فارسی، این مفهوم به صورت کنایی برای اشاره به انسانهای بیهنر، بخیل یا عالم بدون عمل نیز به کار میرود.
تلفظ
این عبارت از سه بخش تشکیل شده است: «درخت» با سکون روی خ و ت، «بی» به عنوان پیشوند نفی، و «میوه» که مِ کسرادار و و بون مکسور تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، بسته به تعداد حروف خواسته شده، گزینههای متعددی وجود دارد. اگر طول پاسخ ۱۱ حرف باشد، خود عبارت «درختی بی میوه» مد نظر است. برای تعداد حروف کمتر، کلماتی نظیر بیبر، عقیم، بیبار و نازا کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف درختی که محصولی نمیدهد از صفتهای fruitless (بدون میوه) یا barren (عقیم و بیبار) قبل از کلمه tree استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این مفهوم از ترکیب شجرة غیر مثمرة (درخت نابارور) یا شجرة بلا ثمر و همچنین صفت عقیم یا عاقر برای درخت استفاده میکنند.
نماد چیست
در فرهنگ، ادبیات و تعبیر خواب، درخت بیمیوه نمادی از بیحاصلی، محرومیت از ثمر عمل و تلاشهای بینتیجه است. سعدی و دیگر شاعران بزرگ از آن به عنوان کنایه برای انسان بیهنر یا عالم بیعمل استفاده کردهاند. با این حال، در مواردی مانند درخت سرو، به دلیل خم نشدن در برابر خزان، میتواند نماد آزادگی و تعلق نداشتن به دنیا نیز باشد.
جمعبندی و توضیح کامل درختی بی میوه
عبارت «درختی بیمیوه» یک ترکیب وصفی کاملاً شفاف در زبان فارسی است که در مرتبه نخست به معنای حقیقی خود، یعنی گیاهی که توانایی تولید ثمر و بار غذایی را ندارد (مانند بید، چنار یا کاج) اشاره میکند. اجزای این واژه همگی ریشه در زبان پارسی میانه دارند و ساختار آن از ترکیب درخت، پیشوند نفی «بی» و واژه میوه شکل گرفته است.
این مفهوم در ادبیات کلاسیک و عامیانه فارسی کاربرد کنایی گستردهای دارد؛ به طوری که ضربالمثل معروف «درخت بیمیوه را کسی سنگ نمیزند» به بیخاصیت بودن و عدم جلب توجه چنین فردی اشاره میکند. در متون مذهبی و تفاسیر قرآنی نیز گرچه این واژه عیناً نیامده، اما مفاهیمی چون «شجره خبیثه» به عنوان نمادی از انسان بیخیر و کلمه کفر با اوصافی مشابه درخت عقیم توصیف شدهاند.