یعنی چه
قنزعه در لغت به معنای بخشی از موی سر (مانند کاکل یا موی گرداگرد سر) است که هنگام تراشیدن بقیه موها، دستنخورده و بلند باقی گذاشته میشود. این واژه همچنین به پرهای بلندِ گردن خروس یا تودهای کوچک از چیزی نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این واژه در متون لغوی و فقهی بیشتر به صورت قُنزُعَه یا قَنزَعَه تلفظ میشود و جمع تکسیر آن نیز «قنازع» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه ۵ حرف دارد و معمولاً با راهنمای «دستهموی باقیمانده بر سر» یا «کاکل» شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این حالت از عباراتی نظیر tuft of hair (دستهمو) یا اصطلاحات مدرنتر مربوط به مدل موهای تکهای مانند Mohawks استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین صورت یا به صورت واژه همخانوادهاش «قزع» به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق و نزدیک برای این واژه شامل «کاکل»، «دستهمو» و «چتری مو» هستند که برای توصیف بخشی از موی سر به کار میروند.
نماد چیست
این کلمه نمادگرایی اسطورهای خاصی ندارد؛ اما در فرهنگ و فقه اسلامی، نماد نامنظمی، ظاهر ناقص و مدل موی مکروه و ناپسند (تراشیدن بخشی از سر و رها کردن بخش دیگر) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قنزعه
واژه «قنزعه» یک کلمه کهن با ریشه عربی است که به معنای باقی گذاشتن دستهای از مو بر روی سر، پس از تراشیدن سایر بخشهای آن است. این کلمه در متون فقهی و احادیث اسلامی در باب احکام آرایش سر و حج کاربرد دارد و انجام این کار (مدل موی تکهای) مکروه دانسته شده است.
علاوه بر معنای موی سر، این واژه گاهی برای توصیف پرهای بلند گردن خروس یا تکههای کوچک و پراکنده از اجسام دیگر نیز به کار میرود. در مجموع، قنزعه واژهای بسیار کمکاربرد در زبان فارسی امروز است که بیشتر در لغتنامههای قدیمی یا مراجع فقهی دیده میشود.