یعنی چه
«اطبعت» فعلی عربی از ریشه «ط ب ع» است. بسته به حرکتگذاری، اگر به صورت «أَطْبَعْتَ» (فعل ماضی باب افعال، مخاطب) خوانده شود، به معنی «مهر زدی، نقش کردی، تثبیت کردی و در درون کسی سرشتی» است که در ادعیه خطاب به خداوند کاربرد دارد. اگر در مکتوبات محاورهای یا با خطای نگارشی به جای «اُطْبِعَت» (فعل مجهول) به کار رود، به معنای «چاپ شد، مهر شد، پرینت شد یا نقش گرفت» خواهد بود.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به موقعیت ساختاری آن متفاوت است؛ در حالت معلوم مخاطب به صورت أَطْبَعْتَ (Atba'ta) و در حالت مجهول محاورهای یا ساختاری به صورت اُطْبِعَت (Otbi'at) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۵ حرف دارد و با توجه به طراح جدول، رمز آن میتواند به مفاهیمی چون «مهر شد» یا «چاپ شد» اشاره داشته باشد.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، با توجه به صیغه معلوم مخاطب از عباراتی مانند You sealed استفاده میشود و در مفهوم مجهول کلمه Printed یا Imprinted به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی فصیح و استاندارد، برای بیان دقیقتر این مفاهیم از واژگان «خَتَمْتَ» (مهر زدی) یا «طُبِعَتْ» (به صورت مجهولِ درست برای چاپ شد) استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه به زبان فارسی شامل عبارات «مهر زدی»، «نقش کردی»، «در سرشت و ذات قرار دادی» و در کاربرد مجهول و مدرنتر به معنی «چاپ شد» یا «نسخه برداری شد» است.
نماد چیست
در متون دینی، عرفانی و فلسفی، ریشه این کلمه (طبع) نمادی از بستهشدن دل و ادراک (مهر نهادن بر قلبها) یا تثبیت ابدی یک ویژگی و معنا در ذات انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل اطبعت
واژه «اطبعت» یک فعل عربی مشتق شده از ریشه ثلاثی مجرد «ط ب ع» است. این کلمه در متون و ادعیه اسلامی معمولاً به صورت معلوم و مخاطب (أَطْبَعْتَ) به معنی «مهر زدی، نقش کردی یا تثبیت کردی» خطاب به پروردگار به کار میرود؛ به این معنا که ویژگی یا توفیقی را در درون بنده سرشتهای.
از سوی دیگر، در برخی متون یا تبادلات محاورهای مدرن، این کلمه ممکن است به عنوان شکل مجهول (اُطْبِعَت) به معنای «چاپ شد، پرینت شد یا مهر گردید» استفاده شود که اگرچه در عربی فصیح به این شکل رایج نیست، اما مفهوم ثبت شدن و نقش گرفتن را منتقل میکند.
در مجموع، این واژه ارتباط تنگاتنگی با مفاهیمی چون خاتمه دادن، حک کردن اثر و آفرینش سرشت ذاتی دارد و در ادبیات قرآنی نیز مشتقات دیگر همخانواده آن برای اشاره به مهر شدن قلبها و عدم نفوذ هدایت به کار رفتهاند.