یعنی چه
این عبارت دو معنای کاملاً متفاوت دارد؛ در فرهنگ و گویش لری بختیاری، به هدیه، انعام یا مژدگانیای گفته میشود که به قالیباف (بهویژه هنگام اتمام کار یا مراحل مهم بافت تمدار یا همان دار قالی) پرداخت میکنند. از سوی دیگر، در متون سیاسی و رسانهای گاهی به عنوان شکل اشتباه یا دگرگونشده واژه «سردمداری» به معنی رهبری، پیشوایی و هدایت یک جریان یا گروه به کار میرود.
تلفظ
در گویش لری به صورت «سَرِ تَمداری» (sar-e tamdārī) تلفظ میشود که ترکیب سر و تمدار (دار قالی) است. در صورت دوم نیز تلفظ آن همان «سَردَمداری» (sardamdārī) است.
در جدول
در مسابقات و جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این عبارت خود «سر تمداری» با ۸ حرف است که بسته به طراح جدول میتواند به انعام بافنده یا مفهوم هدایت اشاره داشته باشد.
به انگلیسی
برای مفهوم بومی و بختیاری آن از اصطلاحات مربوط به انعام بافنده و برای مفهوم سیاسی آن از واژگان کلیدی رهبری و حاکمیت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به ریشه و کاربرد مدنظر، واژگان متفاوتی برای برگرداندن این دو مفهوم وجود دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این عبارت در حوزه بومی شامل انعام، دستلاف و هدیه پایان کار است و در حوزه عمومی و سیاسی معادل واژههایی چون پیشتازی، ریاست، حاکمیت و فرمانبرانی قرار میگیرد.
نماد چیست
در فرهنگ بومی، این واژه نماد برکت، پایان خوش یک کار سخت و تقدیر از هنر دست قالیباف است. در وجهه سیاسی و در قالب واژه سردمداری، نماد قدرت، فصلالخطاب بودن، کنترل امور و پرچمداری یک جریان فکری یا اجتماعی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سر تمداری
عبارت «سر تمداری» یک اصطلاح ذوالوجهین در زبان فارسی است. از یک سو، در گویش اصیل لری بختیاری ریشه دارد؛ جایی که «تمدار» به معنی دار قالی است و «سر تمداری» به هدیه و مژدگانی ویژهای اطلاق میشود که به بافنده پس از طی مراحل سخت بافت یا اتمام فرش داده میشود و مایه برکت قلمداد میگردد.
از سوی دیگر، در دنیای رسانه و نگارشهای نوین، این عبارت اغلب یک خطای املایی یا جدانویسی از واژه معروف «سردمداری» است. سردمداری که از واژه سردم (سکوی مرشد در زورخانه) میآید، در اصطلاح به معنی رهبری، پیشوایی و در دست گرفتن هدایت یک جریان سیاسی، اجتماعی یا فکری است.