یعنی چه
حصول در لغت به معنای حاصل شدن، فرارسیدن، به دست آمدن و پدیدار شدن یک امر است. این واژه در متون رسمی، فلسفی و حقوقی به معنای تحقق یافتن یک نتیجه، علم، مال یا هدف پس از طی شدن مراحل آن به کار میرود.
مترادف
واژههایی که مفهوم رسیدن به نتیجه یا پدید آمدن چیزی را میرسانند، مترادف حصول هستند.
متضاد
کلماتی که بر نبودن، از بین رفتن یا محقق نشدن یک امر دلالت دارند، به عنوان متضاد واژگانی و معنایی حصول شناخته میشوند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف اول (حُ) تلفظ میشود و در زبان فارسی به صورت حُصول (hoṣul) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «حصول» به عنوان پاسخ ۴ حرفی برای راهنماهایی مثل «به دست آمدن» یا «حاصل شدن» قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، از واژههای فوق برای رساندن مفهوم حصول استفاده میشود.
به عربی
حصول خود یک اسم مصدر عربی است که در این زبان هم با معانی مشابه و همراستا با نیل و تحقق استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی که میتوانند جایگزین حصول شوند شامل کلماتی چون برداشت، فرآمد، پدیداری و پدید آمدن هستند.
جمعبندی و توضیح کامل حصول
واژه حُصول یک اسم مصدر عربی از ریشه «ح ص ل» است که وارد زبان فارسی شده و کاربرد فراوانی در متون ادبی، فلسفی، حقوقی و اداری دارد. این کلمه در اصل به معنای به دست آمدن ثمره یا تحقق یافتن یک هدف پس از تلاش و طی شدن مسیر است. برای مثال عبارت «حصول اطمینان» به معنای به دست آوردن قطعیِ آرامش خاطر و یقین است.
اگرچه خود کلمه حصول به طور مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما مشتقات دیگر همخانواده آن مانند فعل «حُصِّلَ» در سوره عادیات به معنی آشکار شدن و گردآوری به کار رفته است. درک مفهوم حصول به ما کمک میکند تا فرآیند رسیدن از پتانسیل به فعلیت و نتیجه را بهتر توصیف کنیم.
در ساختار زبان فارسی، این واژه بیشتر با افعالی نظیر «یافتن» ترکیب میشود (حصول یافتن) تا پدیدار شدن کامل یک وضعیت یا کسب یک موقعیت جدید را به شکلی رسمی و دقیق بیان کند.