یعنی چه
حشیش در اصطلاح امروز به مادهای سستیآور، مخدر و رزینی گفته میشود که از صمغ، ترشحات و سرشاخههای گلدار گیاه شاهدانه (شاهدانه هندی) بهدست میآید و اثرات روانگردان دارد. در لغتنامههای کهن مانند دهخدا و معین، معنای اصلی و اولیه آن «علف خشک» یا «گیاه چیده شده و خشک» (در برابر خَلا به معنی علف تر) ذکر شده است.
متضاد
در معنای لغوی و قدیمی آن (گیاه خشک)، متضاد مستقیم واژه «خَلا» یا «رَطب» به معنی علف و گیاه تر و تازه است. در معنای امروزی و به عنوان ماده مخدر، متضاد مستقیم زبانی ندارد اما از نظر مفهومی کلماتی مانند هوشیاری، پاکی و پرهیز در تقابل با حالت نشئگی آن قرار میگیرند.
ریشه
این واژه ریشه عربی دارد و از سه حرف اصلی (ح-ش-ش) مشتق شده که در اصل به مفهوم بریدن، چیدن و جمعآوری علف خشک بوده است. در سیر تاریخی زبان (حدود قرن ششم هجری)، این نام به دلیل استفاده از یک گیاه خاص جهت ایجاد خلسه، به مخدرِ حاصل از صمغ شاهدانه اطلاق شد و در فارسی نیز رواج یافت.
در جدول
کلمه «حشیش» در طراحهای جدول کلمات متقاطع دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به نوع راهنمای طراح، کلمات هممعنی دیگری مانند بنگ، چرس، گراس، علف یا اسرار نیز ممکن است به عنوان پاسخ مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین واژه برای اشاره به این ماده مخدر Hashish است. همچنین در اصطلاحات رسمیتر و علمی از Cannabis resin (رزین کانابیس) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن، واژه «الحشیش» دقیقاً برای اشاره به همین ماده مخدر به کار میرود؛ در حالی که در متون کهن فصیح، ترکیباتی مانند «العشب الجاف» برای معنای اصلی آن یعنی گیاه خشک استفاده میشده است.
به فارسی
معادلهای فارسی یا واژههای متداول قدیمی و عامیانه این کلمه در زبان فارسی شامل بنگ، چرس، گراس، علف، سبزه و در اصطلاح صوفیه قدیمی «اسرار» یا «ورقالخیال» است.
نماد چیست
این واژه نماد رسمی یا دینی ندارد و در قرآن کریم نیز نیامده است. با این حال، در فرهنگ عامه مدرن غربی نمادی از فرهنگ ضدسنت (Counterculture) و صلحطلبی افراطی (جنبش هیپیها) به شمار میرود. در ادبیات کهن و اصطلاحات صوفیانه نیز گاهی به عنوان نمادِ غیررسمی رها شدن از خود مادی، خلسه و صعود به عالم خیال و نشئگی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل حشیش
واژه حشیش دارای دو سیر معنایی متمایز است؛ در ریشهشناسی زبان عربی و لغتنامههای کهن فارسی، به هر نوع گیاه و علف خشکشده اطلاق میشد. اما در طول تاریخ و از حدود قرن ششم هجری، این واژه تغییر کاربری داد و به طور خاص برای نامگذاری ماده مخدر و صمغی غلیظی که از سرشاخههای گیاه شاهدانه هندی به دست میآید، استفاده شد.
این کلمه در قرآن کریم ذکر نشده است، زیرا در زمان نزول قرآن این ماده در شبهجزیره عربستان شناختهشده نبود؛ به همین دلیل احکام فقهی حرمت آن بعدها توسط فقها تدوین شد. در حوزه ادبیات، فرهنگ عامه و جدول کلمات، حشیش همواره با واژههای همدستهای چون بنگ، چرس و اسرار پیوند خورده و اصطلاحاً نمادی از توهم یا خلسه به شمار میرفته است.