معنی
واژه «جبال» جمع مکسر «جبل» است و در زبان فارسی به معنای کوهها و رشتهکوهها به کار میرود. این کلمه در جغرافیا و تاریخ اسلامی به مناطق کوهستانی مرکز و غرب ایران (عراق عجم) نیز اطلاق میشده است.
یعنی چه
این واژه به عنوان یک کلمه کلاسیک و نامآشنا، دقیقاً به مفهوم کوهستانها و ارتفاعات زمین اشاره دارد و مجازاً یا نمادین برای نشان دادن استواری، شکوه و عظمت فراوان نیز استفاده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «جمع جبل»، «کوهها» یا «منطقهای در ایران قدیم»، واژه چهار حرفی «جبال» مد نظر قرار میگیرد.
به عربی
واژه جبال ذاتاً عربی است. در لغتشناسی عرب از ریشه (ج ب ل) گرفته شده و به عنوان جمع تکسیر برای کلمه جبل کاربرد دارد.
به فارسی
برگردان دقیق و سره این واژه در زبان فارسی «کوهها» یا «کوهستان» است. در متون کهن فارسی گاه از واژههای کتلها، کوهپایهها و شامخات نیز به عنوان معادلهای آن استفاده شده است.
در قرآن
کلمه «جبال» ۳۳ بار در قرآن کریم ذکر شده است؛ مانند آیه «وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا» (و کوهها را میخهایی قرار دادیم) که به ثبات زمین اشاره دارد، و یا در توصیف حوادث قیامت که از متلاشی شدن و به حرکت درآمدن کوهها (مانند ابر) سخن میگوید.
جمعبندی و توضیح کامل جبال
واژه «جبال» یک جمع مکسر عربی از ریشه «جبل» است که وارد زبان فارسی شده و دقیقاً به معنای کوهها و کوهستانها به کار میرود. این کلمه از منظر جغرافیای تاریخی، در دوران اسلامی به مناطق کوهستانی پهناور غرب و مرکز ایران (عراق عجم) نیز اطلاق میشد و اهمیت ژئوپلیتیک بالایی داشت.
در فرهنگ، ادبیات و متون دینی، جبال فراتر از یک پدیده طبیعی، نمادی از استواری، مقاومت، وقار و عظمت به شمار میرود. در قرآن کریم نیز این واژه بارها برای یادآوری نظم آفرینش، استحکام زمین و همچنین توصیف دگرگونیهای روز قیامت به کار رفته است.
در مجموع، این کلمه چهار حرفی هم در زبان روزمره، هم در متون کلاسیک فارسی و هم در حل جداول کلمات متقاطع، کاربرد فراوانی دارد و معادل مستقیم آن در زبان فارسی، واژه «کوهها» است.