یعنی چه
«طبیعت ثانوی» به خصلت، رفتار یا عادتی پایدار گفته میشود که در ابتدا غریزی و مادرزادی نبوده، بلکه انسان آن را از طریق تمرین، آموزش یا تکرار مداوم به دست آورده است. این ویژگی به مرور زمان چنان با ساختار روانی و رفتاری فرد عجین میشود که بدون نیاز به تفکر یا تلاش آگاهانه، بهصورت خودکار و شبیه به یک ویژگی ذاتی از او سر میزند.
تلفظ
واژه اول «طبیعت» با فتح طاء و کسر باء و واژه دوم «ثانوی» با ثاء مثلثه، فتح نون و واو خوانده میشود و در حالت ترکیبی صدای مضاف (ـِ) بین آنها قرار میگیرد.
در جدول
در کلمات متقاطع، در پاسخ به طبع دوم، عادت درونیشده یا خوی اکتسابی پایدار، عبارت ۱۰ حرفی «طبیعت ثانوی» یا واژگان کوتاهتری نظیر ملکه به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از عبارت Second nature برای توصیف رفتاری استفاده میشود که فرد آنقدر انجامش داده که دیگر برایش کاملاً طبیعی و خودکار شده است.
در قرآن
اصطلاح ترکیبی «طبیعت ثانوی» به صورت مستقیم در متن قرآن ذکر نشده است؛ با این حال، مفهومِ سرشت پاک و اولیه انسان در آیه ۳۰ سوره روم با واژه «فِطرت» بیان گردیده و در احادیث نیز به درونی شدن عادتها اشاره شده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ، این مفهوم نماد طناب مستحکمی است که از بافته شدن تارهای ظریفِ رفتارهای روزانه شکل گرفته است. در علوم اجتماعی و فلسفه نیز نماد تبدیل شدن آموزش، تربیت و رفتارهای اکتسابی به بخش جداییناپذیر شخصیت انسان است.
جمعبندی و توضیح کامل طبیعت ثانوی
طبیعت ثانوی نشانه قدرت شگفتانگیز تکرار و تمرین در بازآفرینی شخصیت انسان است. رفتارهایی که روزی با تکلف، سختی و اراده مشروط انجام میشدند، با استمرار به کارهایی کاملاً روان و بیزحمت تبدیل میشوند، تا جایی که مرز میان ذات و اکتساب از بین میرود و رفتارهای جدید مانند غریزهای مادرزادی جلوه میکنند.
این اصطلاح در روانشناسی، اخلاق و جامعهشناسی کاربرد فراوانی دارد و یادآور این حقیقت است که اگرچه انسان با فطرتی مشخص به دنیا میآید، اما قادر است با انتخابها و تکرار رفتارهای خود، سرشت دوم یا همان عادتوارههای پایداری بسازد که مسیر زندگی و خطوط اصلی شخصیت او را تا پایان عمر ترسیم کنند.