یعنی چه
فکرخوان یا ذهنخوان به فردی گفته میشود که توانایی خارقالعاده یا ادعایی برای دسترسی به افکار، اسرار، نیات و احساسات درونی دیگران را دارد. این واژه بیشتر در فرهنگ عامه، داستانهای علمی-تخیلی و مباحث شبهعلمی کاربرد دارد و در زبان علمی و روانشناسی مدرن با پدیده تلهپاتی یا دورآگاهی همپوشانی دارد.
تلفظ
این واژه از دو بخش «فِکر» (با کسره ف و سکون ک) و «خوان» (با واو معدوله که خوانده نمیشود و مانند خان تلفظ میگردد) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «کسی که افکار دیگران را میخواند»، واژه ۷ حرفی «فکر خوان» یا «تلهپات» به عنوان پاسخ قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم رایجترین اصطلاح Mind reader است و در متون علمیتر یا علمی-تخیلی از Telepath یا Telepathist استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی عبارت ترکیبی «قارئ الأفكار» دقیقاً به معنی خواننده افکار است و واژه «مستبصر» نیز در مفاهیم سنتیتر به معنای درونبین و غیبگو به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی، برای این مفهوم از برگردانها و واژههای مترادفی چون ذهنخوان، درونبین و غیبگو استفاده میشود. کل این ترکیب یک صفت مرکب فاعلی مرخم است که بخش اول آن ریشه عربی و بخش دوم آن ریشه اصیل پارسی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فکر خوان
واژه «فکرخوان» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که از ادغام کلمه عربی «فکر» و بن مضارع مصدر فارسی خواندن («خوان») ساخته شده است. این اصطلاح اشاره به فردی دارد که بدون استفاده از کانالهای ارتباطی و حواس پنجگانه، قادر به درک و قرائت اندیشهها و خطورات ذهنی اشخاص دیگر است. در ادبیات عامیانه و سینما، این مفهوم جذابیت بالایی دارد و معمولاً با نمادهایی چون کره بلورین یا امواج مغزی نمایش داده میشود.
از منظر علمی، فکرخوانی در دسته شبهعلم قرار میگیرد و با وجود تلاشهای زیاد در حوزه پاراسایکولوژی، هنوز اثبات آزمایشگاهی قطعی برای آن یافت نشده است؛ هرچند در روانشناسی نوین پدیدههایی مانند خواندن زبان بدن و حالات چهره گاهی به شکل مجاز، نوعی فکرخوانی روزمره تلقی میشوند. در متون مذهبی و قرآنی، آگاهی مطلق از اسرار درون سینهها و افکار انسانها منحصراً در اختیار خداوند دانسته شده است.