یعنی چه
واژهٔ مُندَک در زبان فارسی به چند معنای کلیدی به کار میرود؛ نخست به معنی خسته، کوفته و ناتوان که معمولاً در تعبیر عامیانه به صورت «خسته و مندک» شنیده میشود. دوم به معنای ویران، منهدم، باطل و زمینی است که پستیوبلندیهای آن کوبیده و هموار شده باشد. همچنین در تجارت به کالای بیرونق و کساد نیز مندک میگویند. این واژه کلاسیک و کهن است و در متون ادبی قدیم کاربرد داشته است.
تلفظ
این کلمه به صورت مُندَک (m-on-d-a-k) با ضمهٔ میم و فتحهٔ دال تلفظ میشود که ریشهٔ آن از واژهٔ عربی مُندَکّ گرفته شده است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژهٔ «مندک» به عنوان یک پاسخ ۴ حرفی برای راهنماهایی نظیر «ویران و منهدم»، «خسته و کوفته»، «مغلوب و شکستخورده» یا «کالای کساد» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، میتوان از کلمات انگلیسی متفاوتی استفاده کرد؛ برای حس ویرانی از demolished، برای خستگی شدید از exhausted و برای رکود اقتصادی از stagnant استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم ویرانی واژهٔ yıkılmış، برای خستگی شدید کلمهٔ bitkin و برای زمین صاف و کوبیده شده واژهٔ dümdüz به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این کلمه شامل واژههایی چون خراب، فرسوده، ازپاافتاده، مات و مغلوب، و همچنین کمارزش و بیمشتری است.
جمعبندی و توضیح کامل مندک
واژهٔ «مُندَک» صفت مشبهه یا اسم فاعل مأخوذ از ریشه عربی «دکّ» (به معنی کوبیدن و هموار کردن) است که از دیرباز وارد ادبیات فارسی شده است. اگرچه برخی تذکرهنویسان قدیمی آن را فارسی میپنداشتند، اما تحلیل لغوی اساتیدی چون دهخدا عربی بودن آن را تایید میکند. این واژه در شعر کلاسیک فارسی (مانند اشعار مولوی) به معنای مغلوب، باطل و از بین رفته به کار رفته است.
در کاربردهای گوناگون، این واژه هم در توصیف زمین هموار و فروپاشیده، هم در توصیف انسان خسته و کوفته (در اصطلاح خسته و مندک) و هم در توصیف وضعیت بازار و کالاهای بیرونق استفاده میشود. در بافت مذهبی، اگرچه خود کلمه دقیقاً در قرآن نیامده، اما همخانوادههای آن مثل «دکّاً» برای توصیف فروپاشی کوهها در قیامت استفاده شدهاند.