یعنی چه
چیزی یا کسی را بر روی زمین یا سطحی، از یک پهلو به پهلوی دیگر گرداندن؛ جابهجا کردن جسمی سنگین یا گرد بدون بلند کردن آن از زمین را میغلتانند میگویند. این کلمه شکل مضارع اخباری (سوم شخص جمع) از مصدر متعدی غلتاندن است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [می + غَل + تا + نَند] است که آوانویسی لاتین آن به صورت mi-ghaltānand انجام میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این واژه با احتساب فاصله «می غلتانند» دارای ۹ حرف و به صورت سرهم «میغلتانند» دارای ۸ حرف است. املای قدیمی آن با صاد (میغلطانند) نیز گاهی در جداول قدیمی دیده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، عبارات فوق دقیقترین معادل برای سوم شخص جمع فعل غلتاندن هستند.
به عربی
در زبان عربی فعل دَحْرَجَ به معنای غلتاندن جسم و صخره است و مضارع آن برای جمع غایب يُدحرِجون میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی و آذربایجانی واژههای فوق برای مفهوم حرکت غلتشی اشیاء توسط چند نفر به کار میروند.
به فارسی
معادلهای فارسی و واژههای جایگزین این فعل شامل مواردی چون میچرخانند (به یک پهلو)، واژگون و غلتان میکنند، و در اصطلاح عامیانه قل میدهند است.
جمعبندی و توضیح کامل می غلتانند
واژه «میغلتانند» از نظر دستوری فعل مضارع اخباری، سوم شخص جمع و متعدی (سببساز) است که از ریشه اصیل فارسی «غلت» به همراه پسوند سببیکننده «-اندن» ساخته شده است. این فعل به عمل حرکت دادن یک جسم گرد یا سنگین بر روی زمین بدون بلند کردن آن اشاره دارد، به طوری که جسم مدام به دور خود بچرخد و پیش برود.
در نگارش مدرن فارسی، نوشتن این واژه با حرف «ت» کاملاً استاندارد و مصوب فرهنگستان است تا از واژه عربی «غلط» (به معنی اشتباه) تفکیک داده شود، هرچند که در متون کهن به صورت «میغلطانند» نیز ضبط شده است. این واژه در ادبیات و استعارهها معمولاً نمادی از حرکت پیوسته، دگرگونی، تسلیم یا سقوط تدریجی به شمار میرود.