معنی
واژه «حص» در اصل یک مصدر عربی است که به معنای بریدن، جدا کردن و تراشیدن (بهویژه موی سر) به کار میرود. همچنین در حالت اسمی (حُص) به معنای کلاله زعفران، مروارید و گیاه اسپرک نیز در فرهنگهای لغت ثبت شده است.
یعنی چه
این کلمه در زبان فارسی به صورت مستقل کمتر استفاده میشود، اما ریشه و مفهوم آن دلالت بر تقسیم کردن، جدا کردن یک بخش از کل، و اعطای سهم و نصیب به افراد دارد.
مترادف
در بافت زبانی و با توجه به مشتقات این واژه، کلماتی که مفهوم تسهیم، تکهتکه کردن یا جدا کردن بخشی از یک کل را برسانند، به عنوان هممعنی آن شناخته میشوند.
متضاد
از آنجا که مفهوم مرکزی این واژه بر تکهتکه کردن و جدا کردن سهم استوار است، واژههایی که دلالت بر تمامیت، یکپارچگی و عدم تقسیم دارند، متضاد آن محسوب میشوند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ح-ص-ص) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون سهمبندی، اختصاص یافتن و آشکار شدن تکهای از حق را در خود دارند.
ریشه
واژه «حص» یک وامواژه از زبان عربی است. هسته معنایی این ریشه بر «قطع کردن، جدا کردن و سهمبندی کردن» استوار است که به مرور با همین مفاهیم وارد ادبیات و زبان فارسی شده است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنمای «بریدن مو»، «بهره و سهم» یا «کلاله زعفران»، پاسخ دقیق و دو حرفی واژه «حص» است.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در معنای مصدریِ بریدن مو به کار رود یا در معنای اسمیِ سهم و حصه، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
جمعبندی و توضیح کامل حص
واژه «حص» اصالتاً یک مصدر عربی از ریشه (ح-ص-ص) است که به معنای بریدن، تراشیدن موی سر، کم کردن و همچنین اعطای بخش و بهره به کسی میباشد. اگرچه خود این کلمه به صورت مجرد و ساده در فارسی امروز چندان رایج نیست، اما مشتقات بسیار پرکاربردی مانند «حِصّه» (به معنی سهم و نصیب) و «مخصوص» در زبان فارسی و ادبیات معاصر کاملاً جا افتادهاند.
در حوزه قرآنی و متون دینی نیز، هرچند خود واژه «حص» مستقیماً نیامده، ولی شکل مضاعف و چهارحرفی آن یعنی «حَصْحَصَ» در آیه ۵۱ سوره یوسف («الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ») به معنی آشکار و پدیدار شدن حقیقت به کار رفته است. در بافت فرهنگی و ادبی، مفهوم حصه و سهم معمولاً نمادی از تقدیر، روزی مشحص و سهم هر انسان از مواهب مادی و معنوی جهان به شمار میرود.