یعنی چه
برفباری به معنای باریدن برف از آسمان و ریزش دانههای سفید یخزده در فصل سرما است. این واژه یک اسم مصدر اصیل است که در حوزه زبانی فارسی افغانستان (دری) و تاجیکستان به عنوان یک کلمه زنده و روزمره دقیقاً معادل «بارش برف» در ایران به کار میرود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح باء و سکون راء در بخش اول، و باء کشیده و راء مکسور در بخش دوم یعنی [بَ رْ فْ با رِ] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه بر اساس تعداد حروف «برفباری» (۷ حرف) تعیین میشود و به عنوان معادل ریزش آسمانی زمستانه کاربرد دارد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به پدیده بارش برف از عبارت Kar yağışı استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای رایج این واژه در گویش فارسی ایران شامل «بارش برف»، «ریزش برف» و «آمدن برف» است. این کلمه از دو جزء کاملاً ایرانی «برف» (ریشه اوستایی vafra) و «باری» (از مصدر باریدن) تشکیل شده است.
نماد چیست
برفباری در ادبیات و فرهنگ عامه نماد پاکی، صلح، سپیدی، برکت آسمانی و نو شدن طبیعت است. همچنین به دلیل پوشاندن ناهمواریهای زمین، نماد پنهان کردن عیوب و در عین حال مظهر سرما، انجماد و سکوت سنگین زمستان شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل برفباری
واژهٔ «برفباری» یک ترکیب اسم و بن فعل اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «برف» و «باری» (از فعل باریدن) ساخته شده است. این کلمه اگرچه در گویش امروز ایران کمتر به چشم میخورد و جای خود را به ترکیب «بارش برف» داده است، اما در گویشهای شرقی زبان فارسی یعنی در کشورهای افغانستان و تاجیکستان به عنوان یک واژه زنده، استاندارد و روزمره در رسانهها و گفتگوهای عامیانه کاربرد فراوان دارد.
از نظر معنایی، این واژه پدیده جوی ریزش دانههای منجمد و سفید باران را توصیف میکند. در متون کهن و دینی مانند قرآن کریم، کلمهای صریح برای برف یا برفباری نیامده و نزدیکترین واژه به آن «بَرَد» به معنی تگرگ است. با این حال، در ادبیات منظوم و منثور فارسی، این پدیده همواره الهامبخش مفاهیمی چون برکت، پاکی، آرامش و گاه سختی و سرمای روزگار بوده است.