معنی
واژهٔ ذئب در لغت به معنای گرگ است. در عربی کلاسیک به آن «کلْبُ البَرّ» (سگ بیابان) نیز میگفتند و مجازاً به معنای دزد، راهزن یا اصطلاحی برای نام صورت فلکی «گرگ» (سبع) نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این کلمه علاوه بر معنای ظاهری حیوان گرگ، کنایه از انسانهای فریبکار، خطر پنهان، تهدید ناگهانی و ستم به مظلوم است؛ همانطور که در ضربالمثلها و داستانهای کهن تجلی دارد.
مترادف
در زبان فارسی دقیقترین معادل آن «گرگ» است. در متون قدیمی عربی و استعارهها از واژههایی چون سِبع (حیوان درنده) یا کلبالبرّ استفاده شده است.
متضاد
برای نام حیوانات متضاد لغوی حقیقی وجود ندارد، اما از نظر تقابل معنایی و صفات نمادین، حیوانات آسیبپذیر و آرام مانند گوسفند، بره و میش متضاد آن محسوب میشوند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی (ذ-أ-ب) مشتق شدهاند؛ مانند ذئاب و ذؤبان (جمع گرگها)، ذئبه (گرگ ماده)، مذهبه (مکان پر از گرگ) و تذأب (مثل گرگ درندهخو شدن).
ریشه
واژهای اصالتاً عربی است. برخی از تحلیلهای لغوی معتقدند این ریشه با مفاهیمی چون وحشت، حمله ناگهانی و پراکندگی در رفتار گرگها ارتباط معنایی نزدیکی دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سوال عبارت «گرگ به عربی» یا «حیوان درنده سه حرفی قرآنی» را مد نظر داشته باشد، پاسخ دقیق آن «ذئب» است.
جمعبندی و توضیح کامل ذئب
واژهٔ «ذئب» یک لغت اصیل عربی از ریشه (ذ-أ-ب) است که دقیقاً به معنای «گرگ» یا حیوان درنده از تیرهٔ سگان ترجمه میشود. این کلمه در فرهنگ اسلامی و ادبیات عرب بار معنایی نمادین و استعاری ویژهای دارد و معمولاً به عنوان مظهر حیلهگری، تیزهوشی، خشونت و ستم به مظلومان شناخته میشود.
شهرت و اهمیت عمدهٔ این واژه در میان فارسیزبانان به دلیل کاربرد ۳ بارهٔ آن در قرآن کریم و در سورهٔ یوسف (آیات ۱۳، ۱۴ و ۱۷) است؛ جایی که حضرت یعقوب (ع) از گزند گرگ بر یوسف ابراز نگرانی میکند و بعدها برادران یوسف از همین بهانه برای توجیه ناپدید شدن او استفاده میکنند. عبارت معروف «براءة الذئب من دم یوسف» (بیگناهی گرگ از خون یوسف) نیز از همین قصه وارد ادبیات شده و نمادی برای تهمتهای پاک و بیاساس است.