یعنی چه
در اصطلاح تاریخی و حقوقی، به معنای ارائه و عرضه کردن شکایتها، تظلمخواهیها و دادخواهیهای مردم (اعم از مالی، جانی و حیثیتی) در محضر سلطان، حاکم یا قاضیالقضات است تا به حقوق پایمالشدهٔ آنها رسیدگی و از آنها رفع ظلم شود.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «عَرْضِ مَظالِم» (Arze Mazālem) است که در آن «مظالم» جمع تکسیر «مَظلَمه» به معنای ستم و حقِ ضایعشده است.
در جدول
این عبارت در جدولهای متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «دادخواهی نزد حاکم» یا «شکایت به دیوان عدل قدیمی» کاربرد دارد و دقیقاً ۸ حرف است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و تاریخی انگلیسی، برای رساندن مفهوم این نهاد و عمل دادرسی، از اصطلاحات مربوط به رسیدگی به شکایات و تظلمخواهی استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب ریشه در زبان عربی دارد و در ساختار حکومتی دوره اسلامی به عنوان یک نهاد عالی دادرسی شناخته میشده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و سره این اصطلاح شامل واژگانی چون دادخواهی، تظلم، پناه بردن به عدالت، و شکایت بردن به دیوان عدل برای بازپسگیری حق است.
در قرآن
خود عبارت «عرض مظالم» یا «مظالم» به صورت صریح و اصطلاحی در متن قرآن کریم نیامده است؛ با این حال، ریشه اصلی آن یعنی «ظ ل م» (ظلم) و تقبیح ستمکاری و دعوت به گسترش قسط و عدالت در آیات متعددی به طور جدی مورد تأکید قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل عرض مظالم
عبارت «عرض مظالم» در تاریخ و فرهنگ سیاسی-حقوقی ایران و جهان اسلام به سنت و نهادی اشاره دارد که در آن تودههای مردم و افراد ستمدیده، شکایتهای خود را علیه کارگزاران، مأموران دولتی یا صاحبان قدرت، مستقیماً به شخص حاکم، سلطان یا یک دادگاه عالی ارائه میکردند. این امر فراتر از دادگاههای شرعی عادی بود و ابزاری برای مهار فساد اداری و حکومتی محسوب میشد که ریشه در سنتهای دادخواهی ایران باستان (مانند زنجیر عدل) نیز دارد.
باید توجه داشت که در اصطلاح فقهی امروز، این عبارت نباید با «رد مظالم» اشتباه گرفته شود؛ چرا که رد مظالم به پرداخت مال یا صدقه از طرف صاحب دین به فقرا (برای حقوقالناسی که صاحبانشان ناشناس یا غیرقابل دسترسی هستند) اشاره دارد، در حالی که عرض مظالم یک کنش حقوقی و به معنای دادخواهی و طرح شکایت است.